نمىتوان رسالهاى جغرافيايى شمرد ، بلكه مجموعهاى است شامل مطالب روايتى و پارهاى مشاهدات شخصى كه در قالب ادبى ريخته شده است .
پيش از هر چيز ، بايد به ياد داشت كه روايت سفرنامه موثّق است ، زيرا ابن خرداذبه آن را به لفظ خود سلّام نقل مىكند 159 و در پايان روايت خود اضافه مىكند كه نخست آن را از سلّام شنيده 160 سپس از گزارشى كه به خليفه داده براى او رونويس شده است . 161 و گفتار مقدسى دربارهء ابن خرداذبه در همين باب مؤيّد صحت روايت است كه گويد : « وى وزير خليفه بود و به ودايع علوم خزانهء امير مؤمنان دسترس داشت » ، به علاوه ، اينكه وى قصّه را بىواسطه از صاحب آن شنيده است . 162 اين قصّه در نوشتههاى جغرافيايى عرب رواج كامل يافت و جغرافى شناسان متقدّم و متاخّر ، همچون ابن رسته ، 163 ياقوت ، 164 ابو حامد غرناطى ، ادريسى ، 165 قزوينى ، 166 نويرى ، 167 و ديگران ، با كمى اختلاف آن را نقل كردهاند . ادريسى چند مطلب از آن نقل مىكند كه ظاهرا در متن اصلى ابن خرداذبه بوده 168 كه به ما نرسيده و از مختصر كتاب وى كه اكنون هست افتاده است .
انگيزهء راهى كردن اين سفارت ، همچون انگيزهء فرستادن محمّد بن موسى منجّم براى تحقيق از خبر اصحاب كهف ، تخيّل محض بوده است ؛ زيرا خليفهء در خواب ديده بود كه گويا سدّى كه اسكندر براى جلوگيرى از نفوذ يأجوج و مأجوج ساخته بود شكسته است . شايد باعث اين خواب هول انگيز ، شايعههايى بود كه به دنبال انقراض دولت اويغور به دست قوم قرقيز به سال 840 دربارهء حركات تركان در اواسط آسيا به گوش مىرسيد .
با صرفنظر از همهء تفصيلات ، خطّ سير سلّام 169 از راه ارمنستان و گرجستان تا بلاد خزر به سوى شمال بوده و از آنجا در جهت مشرق سوى درياى قزوين [ بحر خزر ] رفته و به درياچهء بالخاش و تسونگاريا رسيده و از آنجا ، از راه بخارا و خراسان ، به سامرّهء عراق بازگشته است .
وى بىگفت و گو سدّ معروف قفقاز را در دربند ديده 170 ، و چنان كه دخويه مدلّل داشته ، كاملا ممكن است كه به ديوار بزرگ چين نيز رسيده باشد . 171 دربارهء خلطى كه در گزارش وى ميان دو ديوار هست ، چنين توضيح مىتوان داد كه به دوران خوارزمى ، معاصر سلّام ، دو روايت دربارهء سدّ ذو القرنين بوده كه يكى آن را در مشرق و ديگرى در شمال مىدانسته است . 172 محتملا سلام مىخواسته است همراه با ثبت كردن مشاهدات خود ، روايت قرآن را نيز دربارهء سدّ يأجوج و مأجوج در قالب ادبى نقل كرده باشد . 173 مسلما نمىتوان قلمرو سفر او را به ناحيهء واقع ميان كريمه و اورال محدود كرد ، چنان كه در همين سالهاى نزديك زيچى ، 174 دانشور مجار ، بر اين رفته و سد را يكى از معابر كوههاى اورال گرفته كه در آنجا به وسيلهء بلغارها استحكاماتى پديد آمده بوده است . 175 يكى از دانشوران بزرگ دوران ما كه خبرهء جغرافياى
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 113
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص١١٣