تاريخى اروپاى شرقى و آسياى وسطاست ، گفت و گو از سلّام را چنين به سر مىبرد : « ترديد نيست كه سلّام در حدود سالهاى 842 - 843 ضمن سفرى از قفقاز و سرزمين خزر به سوى شرق رفته ، سپس از راه خود از برسخان و طراز ( تالاس ) و سمرقند به خراسان بازگشته ، و در اين سفر ديوارى يا معبرى كوهستانى را كه همانند ديوار بوده ديده است » . 176 بدينسان مىتوان گفت كه در اين اواخر ، سلّام تا اندازهاى مورد اعتماد محافل علمى شده است .
كسانى خواستهاند سفرنامهء سلّام را يك داستان خيالى بدانند و بس ، ولى نبايد از ياد ببريم كه منابع افسانههاى جغرافيايى در نوشتههاى عربى درجاى ديگر است و با قصّهها و حكايتهاى دريايى از بلاد شرق چون هند و مجمع الجزاير مالايا يا بلاد مغرب و بخصوص سواحل شرقى افريقا مربوط است . و اين قصّهها به قرن نهم / سوم ه . در بندرهاى خلافت همچون بصره و سيراف و مخصوصا در بغداد رونق گرفت . و قصّه پردازان بندرت حكايات خود را در ضمن كتابى آوردهاند ، بلكه اين حكايات غالبا به قلم كسان ديگر كه گاه معاصر آنها يا وابسته به نسلهاى بعد بودهاند ، به جا مانده است .
سلسلهء قصّه پردازان معروف با « سليمان تاجر » آغاز مىشود كه دربارهء وى چيزى نمىدانيم جز اينكه قصّههايش به حدود سال 851 / 237 ه . باز مىگردد و بارها به منظور تجارت به سوى هند و سوى چين رفته است ، و راه را چنان بدقّت توصيف مىكند كه فران توانسته است بر روى نقشههاى نوين او را دنبال كند . 177 وى نمونهاى خوب از تاجران عرب و ايرانى است كه سوى چين رفتهاند . از سيراف از راه دريا تا مسقط ، بر ساحل جزيرة العرب ، رفته و از آنجا به كلم ، بر ساحل مالابار ، رسيده سپس از تنگهء يالك در شمال جزيرهء سيلان و خليج بنگال گذشته تا جزيرهء لنكبالوس ( يكى از جزاير نيكوبار ) رفته و از آنجا به كلبره بر ساحل غربى مالايا پيش رفته و از آنجا به جزيرهء تيومن در جنوب غربى مالاكا و از آنجا به دماغهء سن ژاكوب نزديك سايگون و از آنجا به جزيرهء هاينان رسيده و سپس از تنگهء واقع ميان اين جزيره و سرزمين چين عبور كرده و تا بندر خانفو ، يا كانتون جديد ، پيش رفته است . سفر دريايى از مسقط تا چين بيشتر از چهار ماه طول كشيده است . 178 سليمان در توصيف خود به ياد آورى منزلگاهها يا ، به گفتهء يونانيان ، پريپلوس [ دريانوردى اكتشافى ] و تعيين مسافتها به مقياس روز و گاه به فرسخ بس نكرده بلكه توصيفى زنده از سواحل و جزاير و بندرگاههاى مختلف و شهرها و مردم و محصولات و مصنوعات و كالاهاى بازرگانى به جاى گذاشته است . چنان كه معلوم شده ، اطّلاعات مفصّل وى از كانتون نيز دقيق است . چون هيچ گونه اطّلاعاتى از خود سليمان به دست نيست ، بعضى از چين شناسان بزرگ همچون يول و پليو در انتساب قصّهها به وى ترديد كردهاند . نظر ديگرى هست كه اين قصّهها متعلّق به شخص عربى بوده كه به هند سفر كرده است .
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 114
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص١١٤