دربارهء تجارت دريا با هند و مجمع الجزاير مالايا و چين ، عربان ترتيباتى را كه از دوران ساسانيان در ناحيهء جنوبى عراق و سواحل خليج فارس معمول بود حفظ كردند . نقل كردهاند كه وقتى در ايّام خلافت عمر بندر ابلّة به نزديك بصره به دست عربان افتاد ، كشتيهاى چينى در آنجا بود . 129 مسلّم است كه ايرانيان ، حتّى به دوران تسلّط عرب ، در كار دريانوردى از ديگران جسورتر بودند و از مدّتى پيش اين نكته معلوم شده كه مستعمرهء عربى و ايرانى در بندر كانتون چين چندان نيرومند بود كه به سال 758 / 169 ه . توانست شهر را متصرّف شود و غارت كند و از راه دريا آنجا را ترك كند . 130 در سالهاى اخير لويتسكى ، دانشمند لهستانى ، شواهدى به دست آورده كه در آن روزگار بعضى از مسلمانان به چين رسيده بودهاند 131 و اين مطالب در تاريخ اباضيّة آمده است كه فرقهاى از خوارج بودهاند . منبع اين شواهد كتابى از ابو سفيان محبوب عبدى ، متوفّى به نيمهء اول قرن نهم / سوم ه . است 132 كه گويد يكى از مشايخ فرقهء مذكور ، ابو عبيده عبد الله بن قاسم ، كه از علماى بزرگ و تاجر معروف دوران خود بوده و به كار داد و ستد مرّ اشتغال داشته ، براى تجارت به چين رفته است . ولى تاريخ سفر او معلوم نيست ؛ گر چه به ملاحظات مختلف توان گفت كه بىگفت و گو پيش از غارت كانتون به سال 758 / 169 ه .
بوده است كه پيش از اين ياد كرديم . 133 تاجر اباضى ديگرى نيز به نام نضر بن ميمون كه ظاهرا در حدود قرنهاى هشتم و نهم / دوم و سوم ه . به بصره مىزيسته ، از آنجا به چين رفته ، ولى هيچ گونه تفصيلى از اين سفر به دست نيست . 134 امّا به هر حال مىتوان اين تاجران اباضى را به منزلهء هموار كنندگان راه براى سليمان - تاجر معروف - و ابن وهب دانست كه به زودى در ضمن روايت ابو زيد سيرافى ، كه دو قرن بعد تدوين شده ، با آنها برخورد خواهيم كرد .
از آنچه گذشت معلوم مىشود كه مسلمانان از دوران پيش از قرن نهم / سوم ه . ، بر اساس روايات بعضى از مسلمانان ديگر اطّلاعات مختصرى از ديگر نواحى شرق فراهم آورده بودند . ابن رسته دربارهء هند مطالبى به نقل از شخصى به نام ابو عبد الله محمّد بن اسحاق روايت مىكند كه براى ما شناخته نيست . او دو سال از زندگانى خود را در قمار ( خمر ) به سر برده كه نام قديم كامبوج است 135 و به احتمال قوى اين حادثه در آغاز قرن نهم / سوم ه .
بوده است . 136 بار تولد اين شخص را نه فقط براى ابن رسته كه فقرات معينى را از او نقل كرده بلكه براى ابن خرداذبه و ديگر جغرافيا نويسان عرب منبع مطالب مربوط به هند مىداند . 137 و اين بدان معنى نيست كه مايهء آنها در مورد اين ناحيه منحصر به ابو عبد الله بوده ، 138 زيرا اين گونه اتّفاقات كمياب نبوده است .
نخستين اطّلاع مسلمانان از راه خشكى چين كه از آسياى ميانه مىگذرد و به همين دوران مربوط مىشود ، از توصيف تميم بن بحر مطوّعى بنياد گرفته است چنان كه از كلمه
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 111
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص١١١