تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 747

مساهمون:

ص٧٤٧
كه بنام قلعهء الموت معروف بود . در اين قلعه پيرى از بزرگان ديلم بنام ابو موسى با جمعى سپاه اقامت داشت كه ذخاير و بسيارى خزاين و اموال اسفار بن شيرويه پيش او بود . مرداويج وقتى سپاه و اموال اسفار را بدست آورد ، در حدود قزوين به طرف راهى كه اسفار رفته بود مترصد بود تا از كار وى آگاه شود كه سوى كدام ولايت رفته و بكدام قلعه پناه برده است . در راه سوى همين قلعه رفت و در يكى از دره‌ها سپاهى اندك بديد و ياران خود را بسوى آنها فرستاد كه خبر بيارند و آنها اسفار بن شيرويه را با گروه كمى از غلامانش بيافتند كه آهنگ قلعه داشت تا اموالى را كه در آنجا داشت برگيرد و از ديلم و گيل سپاه فراهم كند و بجنگ مرداويج بن زيار باز گردد . او را پيش مرداويج آوردند و همين كه چشمش به دو افتاد فرود آمد و هماندم او را سر بريد . مردان ديلم و گيل رو سوى مرداويج آوردند كه با سپاه خويش گشاده دستى و بخشش ميكرد و مردم كه شنيدند او بسپاه مقررى خوب ميدهد ، از همهء شهرها سوى وى آمدند و سپاهش بزرگ شد و كارش استوارى گرفت و آن ولايت كه داشت براى او بس نبود و اموال آنجا بسپاهيانش نميرسيد . پس سرداران خود را سوى قم و كرج ابن ابى دلف و برج و همدان و ابهر و زنجان پراكنده كرد . از جمله خواهرزادهء خود را با سپاه فراوان با گروهى از سرداران و كسان خود سوى همدان فرستاد كه سپاه سلطان به سالارى ابو عبد الله محمد بن خلف دينورى سرمانى آنجا بود و خفيف غلام ابى الهيجاء عبد الله بن حمدان با گروهى از سرداران سلطان با وى بودند و با ديلمان جنگهايى پياپى و برخوردهاى بسيار داشتند . مردم همدان ياران سلطان را كمك كردند و از مردان مرداويج از ديلم و گيل گروه بسيار در حدود چهار هزار كس كشته شد . خواهرزادهء مرداويج نيز كه سالار سپاه بود و ابى الكراديس پسر على بن عيسى طلحى نام داشت و از سرداران بزرگ مرداويج بود كشته شد و ديلمان به سختى سوى مرداويج فرارى
مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 747 | ابوالقاسم پاينده / المسعودي