كه شاعر دربارهء آن گويد : « درود بر درود گويان كه وقتى جامشان ندهند گويند بيار ! صبحگاه مست و سرخوشند و شبانگاه از پا افتاده اما نمردهاند ، ميان اين دو مرحله عيشى هست كه عيش خليفه بپاى آن نميرسد . » و ما همهء اينها را در كتاب اخبار الزمان آوردهايم با مطالبى كه كس نگفته است چون اقسام شراب و به كار بردن انواع تنقلات كه در نقلدان و طبقها گذارند و بچينند و توضيح مراتب آن و شمهاى از آداب طبخ كه مردم عادى بدانستن و اديبان بشناخت آن محتاجند ، از غذاهاى تازه و مقدار چاشنى و گفتگوهاى سفره و نشستن دست بحضور رئيس و برخاستن از مجلس و گردانيدن جام و آنچه در اين باره از ملوك سلف و ديگران آوردهاند و آنچه دربارهء كمتر و بيشتر نوشيدن شراب گفتهاند و چيزها كه در اين باب هست و تقاضا كردن و عطا خواستن از بزرگان هنگام ميخوارگى و سر و وضع نديم و آنچه شايستهء اوست و وظايف رئيس نسبت بنديم و تفاوتها كه ميان رئيس و نديم و تابع و متبوع هست و آنچه كسان دربارهء تسميهء نديم گفتهاند و آداب شطرنج و فرق شطرنج و نرد و اخبار و دلايل و احاديثى كه در اين باب آمده و آنچه عربان در بارهء نام شراب گفتهاند و تحريم شراب و اختلافى كه دربارهء الحاق نبيذها به حكم شراب هست و وصف اقسام ظرف شراب و آنها كه در جاهليت شراب ميخوردند و آنها كه نميخوردند و وصف مستى و آنچه در اين باب گفتهاند و علت مست شدن كه آيا فعل خدا يا عمل خلق است و ديگر مطالب كه مربوط به اين باب و اين معانى است همه در اخبار الزمان هست و مختصرى اينجا ياد ميكنيم تا نمونهء چيزهايى باشد كه در كتابهاى سابق خويش آوردهايم .
ابو العباس معتضد محبوس بود وقتى پدر او موفق بديار جبل ميرفت او را در خانهء اسماعيل بن بلبل وزير نهاد و اسماعيل با او سخت ميگرفت . وقتى موفق از آذربايجان باز آمد بيمار و عليل بود و در اطاقكى چوبين كه خز و حرير در آن نهاده بودند جا داشت و زير اطاقك حلقهها بود كه روغن در آن نهاده بودند و مردان اطاقك را
مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 623
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٦٢٣