و لطافت ذوق است خاصه اگر از آهنگ خوب و هنر تمام آيد هر كه نشناسد و نفهمد مسرور نشود بلكه چون سنگ سخت و جماد و بيجان از آن غافل ماند ، اى امير مؤمنان همهء فيلسوفان قديم و بيشتر خردوران يونان گفتهاند هر كه شامهاش معيوب باشد بوى عطر را ناخوش دارد و هر كه ذوقش خشن باشد از سماع موسيقى بيزار باشد و از آن دورى كند و عيب گويد و مذمت كند . » معتمد گفت : « ترتيب دستگاه و انواع آهنگها و آوازها چگونه است ؟ » گفت :
« اى امير مؤمنان متقدمان در اين باب گفتهاند كه دستگاه نسبت بموسيقى چون عروض نسبت بشعر است ، دستگاهها را توضيح كرده نشانهها نهاده و عنوانها دادهاند كه چهار جور است ثقيل اول و خفيف اول و ثقيل دوم و خفيف دوم رمل اول و خفيف رمل ، و هزج اول و خفيف هزج . دستگاه همان وزن و آهنگ است گويند از دستگاه برون شود يعنى از وزن و آهنگ بدر رفت ، و برون شدن از دستگاه يا به وسيلهء كندى است يا به وسيلهء شتاب ، ثقيل اول از زخمههاى سه بسه بوجود ميآيد : دو زخمه سنگين كند و يك زخمه سبك ، ثقيل دوم دو زخمهء پياپى است و يك زخمهء كند و دو زخمه بهم پيوسته ، خفيف رمل زخمههاى دو به دو و بهم پيوسته است كه ما بين هر جفت زخمهء درنگى باشد ، هزج زخمههاى تك تك مساوى و كوتاه است ، خفيف هزج زخمههاى تك تك مساوى و يك نواخت و سبكتر از هزج است ، هشت آهنگ هست : ثقيل اول و دوم و خفيف اول و دوم و خفيف و ثقيل اول را فاحشه خانهاى نامند زيرا ابراهيم ابن ميمون موصلى اين دو آهنگ را در فاحشه خانهها بسيار ميخواند و رمل و خفيف رمل و از هر يك از اين آهنگها با تغيير محل انگشتان آهنگهايى پديد ميآيد كه عنوان خاص دارد چون معصور و مخبول و محثوث و مخدوع و ادراج . » « به نظر بيشتر اقوام و اكثر حكيمان عود از يونان است و اهل هندسه آن را از روى طبايع انسان ساختهاند و اگر تارهاى آن به اندازه و متناسب باشد با طبع هم آهنگ شود و طرب انگيزد و طرب آنست كه جان به حالت طبيعى باز گردد .
مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 621
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٦٢١