تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 622

مساهمون:

ص٦٢٢
هر تارى مثل تار مجاور است بعلاوهء يك ثلث ، اى امير مؤمنان اين مختصرى دربارهء آهنگ و حدود آنست . » معتمد آن روز شادى كرد و ابن خردادبه را با همهء نديمان خود كه حضور داشتند خلعت داد و روز تفريح و خوشى بود . صبحگاه روز بعد معتمد حاضران روز پيش را بخواست و چون در مجلس جا بجا نشستند بيكى از نديمان خويش گفت : « رقص و انواع آن را با صفت مطلوب رقاص براى من وصف كن و اوصاف رقاص را بگو . » طرف سؤال گفت : « اى امير مؤمنان مردم اقاليم و شهرها از خراسان و غيره در كار رقص گونه‌گونند ، همهء آهنگهاى رقص هشت گونه است : خفيف و هزج و رمل و خفيف رمل و خفيف ثقيل دوم و ثقيل دوم و خفيف ثقيل اول و ثقيل اول . و رقاص ميبايد خواصى در طبع و خواصى در تن و خواصى در عمل خود داشته باشد ، خواص طبع وى سبك روحى و سليقهء آهنگ و علاقه برقص است ، خواص تن وى بلندى اعضا و حسن شمايل و نرمش و باريكى كمر و نرمى قدم و انگشتان است و خواص عمل وى كثرت رقص و تكميل اجزاى آن و تنگ چرخيدن و ثبات قدم در حال چرخ و هم - آهنگى پاى چپ و راست است . و پاى نهادن را دو حالت است يكى آن كه هم آهنگ ساز باشد و ديگرى آنكه از آن كندتر شود و رقاص ماهر بايد به آهنگ ساز قدم بردارد و با كندى قدم بگذارد . مسعودى گويد معتمد مجلس‌ها و مذاكره‌ها در فنون ادب دارد كه بجا ماند است و قسمتى از آن در ستايش و ديگر فضايل نديم است و مذمت تنها نبيد خوردن و آنچه به نثر يا شعر در اين باب گفته‌اند و آنچه دربارهء اخلاق نديم و اوصاف لازم وى از عفت و قابل اعتماد بودن آورده‌اند و ترغيب بمصاحبت و تعداد جامها كه توان نوشيد و چگونگى سماع و اقسام آن و اصول موسيقى عرب و اقوام ديگر و اخبار نغمه گران معروف قديم و جديد و ترتيب مجالس و محل و مرتبهء تابع و متبوع
مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 622 | ابوالقاسم پاينده / المسعودي