تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 619

مساهمون:

ص٦١٩
ساز روميان ارغل است كه شانزده سيم دارد و صدائى رسا دارد و به وسيلهء يونانيان ساخته شده است و سلبان كه بيست و چهار سيم دارد و معنى آن هزار صوت است و لورا كه همان رباب است و از چوب ساخته مىشود و پنج سيم دارد گيتار نيز هست كه دوازده سيم دارد و صلنج نيز هست كه از پوست گاو ميسازند ، اينها سازهاى گونه‌گون است . ارغن نيز دارند كه لوله‌هائى از پوست و آهن دارد كه در آن ميدمند . ساز هندوان كنكله است كه يك سيم دارد و بر كاسه‌اى ميكشند و بجاى عود و سنج به كار ميرود . گفت : « حدا در عرب پيش از موسيقى بود ، مضر بن نزار بن معد در يكى از سفرها از شتر بيفتاد و دستش بشكست و پيوسته ميگفت يا يداه و يا يداه ( يعنى آى دستم آى دستم ) و از همه كس خوش‌صداتر بود شتران بصداى او منظم شدند و راه رفتنشان آسانتر شد عربان حدا را به وزن رجز گرفتند و سخن او را آغاز حدا كردند كه حدا خوان چنين آغاز مىكند : « يا هاديا يا هاديا و يا يداه يا يداه » با اين ترتيب حدا نخستين مرحلهء سماع و آهنگ عرب بود آنگاه موسيقى از حدا بوجود آمد و زنان عرب بآهنگ آن بر مردگان خود نوحه كردند ، هيچكس از اقوام پس از ايرانيان و روميان بيشتر از عربان بساز و طرب دلبستگى نداشتند آواز آنها سه دستگاه بود : ركبانى ، سناد ثقيل و هزج خفيف . « موسيقى اول بار در عرب به دوران عاد بوسيلهء دو كنيز آوازه خوان معاوية ابن بكر عملقى كه آنها را جرادتان ميگفتند باب شد ، عربان زن آواز خوان را كرينه و عود را مزهر مىگفتند . موسيقى مردم يمن به وسيلهء ساز بود و آهنگ آن يكى و دستگاه آن دو تا بود حنفى و حميرى كه حنفى بهتر بود . قرشيان موسيقى ساده‌اى داشتند تا نضر بن حارث بن كلدة بن علقمة بن عبد مناف ابن عبد الدار بن قصى از عراق باز آمد وى در حيره بحضور خسرو رفته بود و زدن عود و آواز را از او آموخته بود و چون به مكه آمد به مردم آنجا آموخت و زنان آوازه خوان پيدا شد .