تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 608

مساهمون:

ص٦٠٨
عبد الله بن حسين بن سعد در اين باب ضمن اشعارى گويد : « جعفر اول صف بود و گفت نابودى شما را خبر مىدهم ، مادر امير پاسخ داد كه من زودتر از همه آمدم و صاعد نيز به زودى خواهد آمد . » برده و سلاح و كالا و لوازم خاص صاعد را بجز آنچه برادرش عبدون داشت به حساب آوردند و مجموع قيمت آن سيصد هزار دينار بود و از املاك ديگرش يك ميليون و سيصد هزار درامد داشت . صاعد در حبس بمرد و اين بسال دويست و هفتاد و ششم بود . بسال دويست و هفتادم ابو سليمان داود بن على اصفهانى فقيه در بغداد بمرد و هم در اين سال ابو ايوب سليمان بن وهب درگذشت . وفات احمد بن طولون نيز بروز شنبه دهم ذى قعدهء سال دويست و هفتادم در شصت و پنج سالگى در مصر رخ داد . مدت حكومت احمد بن طولون هفده سال بود و از شكست صاحب الزنج تا بيمارى او ده ماه بود . وقتى احمد بن طولون از خويشتن نوميد شد براى پسرش ابو الجيش بعنوان جانشينى خويش بيعت گرفت و چون او بمرد ابو الجيش خمارويه پسر احمد ابن طولون بيعت خويش را تجديد كرد . موفق بسال دويست و هفتاد و يكم پسر خويش ابو العباس را بجنگ ابو الجيش خمارويه فرستاد و بروز سه شنبه چهارده روز مانده از شوال همانسال در طواحين از توابع فلسطين ميان آنها جنگ رخ داد و ابو الجيش شكست خورد و ابو العباس همهء اردوگاه او را به تصرف آورد . ابو الجيش با جمعى از سرداران خود بگريخت و تا فسطاط رفت و سعد اعسر ، غلام وى بجا ماند و با ابو العباس مقابل شد و او را شكست داد و اردوگاهش را غارت كرد و سرداران معتبر و بزرگان اصحاب او را بكشت و ابو العباس فرارى به عراق رفت ، ابو العباس كار وزارت خويش را به على ابن احمد مادرانى داد . اكنون يعنى بسال سيصد و سى و دوم ابو بكر محمد بن على ابن احمد مادرانى پيش اخشيد محمد بن طغج گرفتار است ، محمد و پسرش سابقا در مصر وزارت اخشيد داشتند بعدا اخشيد ابو الحسن على بن خلف بن طباب را وزارت