تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 611

مساهمون:

ص٦١١
عبد الرحمن قاضى معروف به ابن صابونى انطاكى حنفى نيز با وى بود . ياران ابن طولون ساعتى در انطاكيه تاخت و تاز كردند و بآزار مردم پرداختند ولى دو ساعت از روز بر آمده اين كار ممنوع شد و ابن طولون راه در بند شام را پيش گرفت و به مصيصه و اذنه رفت . مردم طرسوس حصارى شدند و يا زمان خادم نيز در شهر بود و ابن طولون براى گشودن آن تدبيرى نتوانست كرد و با آنكه نيت غزا داشت از آنجا بازگشت زيرا بطوريكه گفته‌اند و خدا بهتر داند خبر رسيد كه پسرش عباس ياغى شده و بيم آن بود كه وى را از دخول مصر مانع شود ، بدين جهت با شتاب رفت و وارد فسطاط شد و عباس از ترس پدر به برقهء مغرب گريخت و هر چه توانست از خزاين و اموال و سلاح همراه برد و ما همهء نامه‌ها را كه ميان احمد بن طولون و پسرش عباس بود در كتاب اخبار الزمان آورده‌ايم . يا زمان خادم كه آزاد شدهء فتح بن خاقان بود و با سپاه اسلام در سرزمين نصرانيت به غزا رفته بود زير قلعهء معروف به كوكب درگذشت و او را به طرسوس برده نزديك باب الجهاد به خاك سپردند . و اين در نيمهء رجب سال دويست و هفتاد و هشتم بود در اين غزا از اميران سلطان عجيفى معروف و ابن ابى عيسى امير طرسوس همراه وى بودند ، يا زمان در كار جهاد خشكى و دريا توانا بود و دريانوردانى همراه داشت كه كس نيرومندتر از آنها نديده بود ، با دشمن شدت عمل بسيار داشت و دشمن از او بيمناك بود و نصرانيان در قلعه‌هاى خويش از او متوحش بودند . بدر بندهاى شام و جزيره از پس عمرو بن عبيد الله بن مروان اقطع فرمانرواى ملطيه و على بن يحيى ارمنى سر حد دار شام ، هيچكس در كار جنگ روميان سرسخت‌تر از يا زمان خادم نبود . وفات عمرو بن عبيد الله اقطع و على بن يحيى ارمنى به يك سال بود و هر دو بسال دويست و چهل و هفتم در خلافت مستعين بشهادت رسيدند . عمرو بن عبيد آن سال به غزاى ملطيه رفته بود و با پادشاه روم كه پنجاه هزار سپاه داشت برخورد و دو گروه ثبات ورزيدند و عمرو بن عبيد و مسلمانانى كه همراه او بودند جز اندكى