ميگويد على بن ابى طالب از عباس افضل است و فرزندان وى بيشتر از فرزندان عباس حق خلافت دارند » گفت : « كى چنين چيزى گفته است ؟ » گفتم : « تو و نوشتهات در اين مورد پيش من است . » و قصهء شعر را با او بگفتم . به خدا وقتى اين سخن را بگفتم پريشان شد و گفت : « دفترى را كه به خط من است بيار » گفتم : « ابدا به خدا نميآرم مگر به من اطمينان بدهى كه در بارهء كارهايم چيزى از من نپرسى و اين ادعا نامه را پاره كنى و از من حساب نكشى . » وى قسم خورد و من اطمينان يافتم و آنچه را نوشته بودند پاره كرد . من دفتر را پيش او بردم كه آن را در موزهء خود نهاد و برفت و مطالبه از من برخاست .
ابراهيم بن عباس مكاتباتى دارد كه تدوين شده ، و سخنان نكو دارد كه فراهم آمده و بيشتر آن را در كتاب اوسط آوردهايم . از جملهء سخنان نكوى وى كه انتخاب كردهايم ، گرچه همهاش نكوست ، اينست : « بروزگار سلف گناه ، فرزندان خود را غذا داد و چون زن شيرده آنها را شير داد و آرزوهاى فريبنده جلو آنها بگسترد و چون بچريدند و امان يافتند و سوار شدند و اطمينان گرفتند و چون زمان رضاع گذشت و وقت از شير گرفتن رسيد ، زهرى به آنها نوشانيد و بجاى شير خونشان داد و غذاى تلخ چشانيد و از پناهگاه ببندشان افكند و از عزت به حسرت برد و بقتل و اسارت و بىپناهى افتادند . هر كه در فتنه افتاد و آتش آن بيفروخت و بضلال آن نزديك شد فتنه او را بدم در كشيد و گريبانش گرفت و فكرش بكمك حق سستى گرفت و طعمهء آتشزنهء فتنه شد كه از سرنوشت او عبرت گيرند و پند آموزند . اين كيفر آنها در اين دنياست و عذاب آخرت بزرگتر است و پروردگار تو ستمگر بندگان نيست . » .
و هم او اشعار نكو دارد ، از جملهء سخنان جالب وى كه ديگر اهل ادب نظير آن نگفتهاند شعرى بدين مضمون است : « ما شتران انبوه داريم كه قضا براى آن تنگ است و زمين را گرفته و آسمان را پوشيده است كى مانع آنست كه خون در راه آن
مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 516
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٥١٦