تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
امامت به نص است و خدا و پيغمبر صلى الله عليه و سلم على بن ابى طالب رضى الله تعالى عنه را و پس از او فرزندان طاهرينش را چون حسن و حسين و ديگران به امامت تعيين كرده‌اند عمرو ميگفت امامت در همهء دورانها به اختيار امت است ، هشام به عمرو ابن عبيد گفت : « چرا خدا براى تو دو چشم آفريده است ؟ » گفت : « براى آنكه به زمين و آسمان و ديگر مخلوقات خدا بنگرم و به وجود او پى ببرم » هشام گفت : « چرا براى تو گوش آفريده است ؟ » گفت : « براى آنكه تحليل و تحريم و امر و نهى را با آن بشنوم » گفت : « چرا خدا براى تو زبان آفريده است ؟ » گفت : « براى آنكه به وسيلهء آن مكنونات قلب خود را بگويم و با كسانى كه امر و نهى در در بارهء آنها آمده ، سخن كنم . » هشام گفت : « چرا خدا قلب براى تو آفريده است ؟ » گفت : تا مرجع حواس ديگر باشد ؟ و منفعت و مضرت را تشخيص دهد » هشام گفت : « آيا مىشد خدا حواس ترا بيافريند و قلبى نيافريند كه مرجع حواس باشد ؟ » عمرو گفت : « نه . » هشام گفت : « چرا ؟ » گفت : « براى آنكه قلب حواس را به كارهاى مناسب بر مىانگيزد و چون خدا انگيزه‌اى در حواس ننهاده واجب بود عضوى بيافريند كه انگيزهء اعمال حواس باشد كه قلب است و محرك اعمال حواس است و نفع و ضررها را به وسيلهء آن تشخيص مىدهند » هشام گفت : « امام در ميان خلق چون قلب نسبت بحواس ديگر است و همچنانكه حواس مرجعى جز قلب ندارد مردم نيز مرجعى جز امام ندارند » و عمرو نتوانست در اين باب تفاوتى . معلوم كند اين حكايت را ابو عيسى محمد بن هارون كه در بغداد وراق بود در كتاب المجالس آورده است . ابو عيسى در رملهء بغداد بسال دويست و چهل و هفتم در گذشت . وى تصنيفات نكو بسيار دارد و كتاب المقالات فى الامامة و چند رسالهء ديگر از آن جمله است . وفات ابو الحسين احمد بن يحيى بن اسحاق راوندى در منطقهء مالك بن طوق و بقولى در بغداد بسال دويست و چهل و پنجم در حدود چهل سالگى رخ داد ، مصنفات وى يك