تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
شد كه چنان روز و چنان انبوهى بر جنازهء هيچكس از گذشتگان ديده نشده بود . مردم در بارهء او سخنان متضاد گفتند ، از جمله يكى بانگ زده بود : « كسى را كه در قبال شبهات توقف مىكند لعن كنيد . » و اين خلاف آن بود كه از صاحب شريعت عليه السلام در بارهء شبهات آمده بود . و يكى از بزرگان و سران قوم دمبدم جلو جنازه ميايستاد و فرياد ميزد : « دنيا از فقدان محمد تيره شد و دنيا از فقدان ابن حنبل تيره شد » مقصودش اين بود كه هنگام وفات محمد صلى الله عليه و سلم دنيا تيره شد و هنگام مرگ ابن حنبل مانند مرگ پيغمبر صلى الله عليه و سلم تيره شد . در اين سال ستارگان بصورتيكه همانند آن ديده نشده بود فرو افتاد و اين بشب پنجشنبه ششم جمادى الآخر بود بسال سيصد و بيست و سوم نيز ستاره‌اى بزرگ و هول‌انگيز فرو افتاد و اين همانشب بود كه قرامطه بكاروان حج عراق كه از راه كوفه ميرفت دست برد زدند و اين در ذى قعدهء سال سيصد و بيست و سوم بود . در همان سال وفات ابن حنبل محمد بن عبد الله بن محمد اسكافى نيز وفات يافت ، وى از اهل بحث و نظر و از بزرگان معتزله بود . وفات جعفر بن مبشر كه از بزرگان معتزله و دينداران بغداد بود بسال دويست و سى و چهارم بود . جعفر بن حرب بسال دويست و سى و ششم درگذشت ، وى از قوم همدان و سران قحطان بود و خيابان باب حرب در ناحيهء غربى شهر دار السلام به پدر او منسوب است و هم او شيخ متكلمان بغدادى بود . عيسى بن طغج كه از بزرگان و دينداران اين قوم بود بسال دويست و چهل و پنجم درگذشت . ابو الحسن خياط گويد كه ابو الهذيل محمد بن هذيل بسال دويست و بيست و هفتم درگذشت ولى ياران وى در تولدش اختلاف كرده‌اند ، جمعى گفته‌اند بسال صد و سى و يكم بود ، جمعى ديگر گفته‌اند به سال صد و سى و چهارم بود . ابن ابى الهذيل با هشام بن حكم حرار كوفى بمجلسى نشسته بود ، هشام بروزگار خود شيخ مجسمه و رافضه بود ، ابو الهذيل به نفى تجسم و تشبيه معتقد بود و در بارهء توحيد