در طبيعت بيماريها و تنها و غذاها و عادتها و فصلها و علل ديگر بنگرد تا بكمك آن استدلال تواند كرد . اى امير مؤمنان اين گفتهء بقراط و جالينوس و طبيبان متقدم و متأخر ايشان است . گفتند و اين طايفه با وجود اتفاق در بارهء قضاياى مذكور بسبب اختلاف در كيفيت استدلال در مورد بسيارى از غذاها و دواها اختلاف دارند .
بعضى از آنها پنداشتهاند كه طبيعت غذاها و داروها را به طعم و بو و رنگ و قوام و اثر آن در تن مىتوان شناخت و گفتهاند كه خاصيت داروها را از رنگ و بو و ديگر خواص چهارگانه كه طعم و قوام است ميتوان شناخت و گرمى و سردى و لينت اثرى است كه در تن بجا مىگذارد . گروهى ديگر گفتهاند كه طبيعت غذا و دوا را تنها به وسيلهء تأثير آن در تن نه به وسيلهء بو و طعم ميتوان شناخت و استدلالى كه بر اساس اثر دارو و غذا نباشد قابل اعتماد نيست و نميتوان به اقتضاى آن در بارهء داروى مفرد يا مركب حكم كرد .
واثق به حنين كه بصف حضار بود گفت : « نخستين ابزار غذا در انسان چيست ؟ » گفت : « نخستين ابزار غذا دهان است كه دندانها در آن جاى دارد ، مجموع دندانها سى و دو تاست كه شانزده دندان در فك بالاست و در فك پائين نيز به همين اندازه است ، از جمله در هر فك چهار دندان پهن و سر تيز است كه طبيبان يونانى آن را قواطع گفتهاند كه مانند كارد غذاهاى نرم را به آن قطع ميكنند و اينها ثنايا و رباعيات است .
پس از اين چهار دندان در هر يك از فكها دو دندان هست كه سر آن تيز و پايههايش پهن است كه آن را انياب گويند و چيزهاى سخت را كه بايد شكست به وسيلهء آن مىشكنند . در مجاورت انياب در هر فك پنج دندان پهن و بزرگ هست كه اضراس است و يونانيها آن را طواحن گويند ، يعنى آسياها كه هر چه از غذاها را كه محتاج آسيا كردن است آسيا مىكند . هر يك از ثنايا و رباعيات و انياب يك ريشه دارد ولى اضراس آنچه در فك بالاست هر كدام سه ريشه دارد ، مگر دو ضرس آخرى كه ممكن است هر كدام چهار ريشه داشته باشد ، از جملهء اضراس آنچه در فك اسفل
مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 491
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٤٩١