تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
است هر كدام دو ريشه دارد مگر دو ضرس آخرى كه ممكن است هر كدام سه ريشه داشته باشد . از ميان همهء دندانها ، اضراس به ريشه‌هاى بيشتر احتياج دارد براى آنكه كار آن سختتر است و اضراس بالا ريشهء بيشتر دارد براى آنكه به بالاى دهان آويخته است . » . واثق گفت : « آنچه در بارهء اين ابزارها گفتى نكو گفتى ، كتابى براى من تأليف كن و همهء مطالبى را كه معرفت آن مورد حاجت است در آن ياد كن . » وى كتابى تأليف كرد و آن را در سه مقاله ترتيب داد كه ضمن آن تفاوت غذا و دوا و مسهل و اعضاى تن را شرح داده بود . گويند واثق در همين مجلس و مجالس ديگر سؤالات بسيار كرد كه حنين بدان جواب داد و همه را در كتابى بنام « المسائل الطبيعيه » فراهم آورد و از اقسام علوم سخن گفت و همه مسائلى بود كه واثق از او پرسيده بود . بقولى واثق يكى از نديمان خود را حاضر كرد و نديم در حضور واثق از حنين سؤال مىكرد و واثق مىشنيد و از گفتگوى سؤال كننده و جواب دهنده تعجب مىكرد تا آنجا كه پرسيد « عللى كه هوا را تغيير مىدهد چند تا است ؟ » حنين گفت : « پنج است : فصول سال طلوع و غروب ستارگان ، بادها ، شهرها و درياها » سؤال كننده پرسيد : « فصول سال چند تا است ؟ » حنين گفت : « چهار است . بهار و تابستان و پائيز و زمستان . مزاج بهار بگرمى و سردى معتدل است و مزاج تابستان گرم و خشك است و مزاج پائيز سرد و خشك است و مزاج زمستان سرد و تر است : « سؤال كننده پرسيد : « به من بگو ستارگان چگونه هوا را تغيير ميدهند ؟ حنين گفت : « وقتى خورشيد بستارگان نزديك شود يا ستارگان به خورشيد نزديك باشند ، هوا گرمتر شود ، بخصوص ستارگانى كه بزرگتر است و چون خورشيد دور شود يا ستارگان از آن دور ماند هوا خنكتر شود . سؤال كننده پرسيد : « به من بگو شمار بادها چيست ؟ » حنين گفت : « چهار است : شمال ، جنوب ، صبا و دبور . نيروى شمال سرد و خشك است . جنوب گرم