تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
و تر است ، صبا و دبور معتدل است . اما صبا بگرمى و خشكى مايلتر است و دبور از صبا به خنكى و ترى مايلتر است . » . گفت : « وضع شهرها و اثر آن در تغيير هوا چگونه است ؟ » گفت : « شهرها چهار وضع دارد : نخست ارتفاع ، دوم فرو رفتگى ، سوم مجاورت كوهها و درياها و چهارم طبيعت خاك . جهات نيز چهار است جنوب و شمال و مشرق و مغرب سمت جنوب گرمتر است و سمت شمال خنكتر است و سمت مشرق و مغرب معتدل است اختلاف شهرها نتيجهء ارتفاع و فرو رفتگى است كه هر چه مرتفع تر است خنكتر است و هر چه فرو رفته‌تر باشد گرمتر است و نيز شهرها به نسبت مجاورت كوهها مختلف مىشود ، زيرا وقتى كوه در سمت جنوب شهر باشد شهر خنك‌تر شود كه كوه آن را از باد جنوب محفوظ ميدارد و فقط باد شمال در آن ميوزد و اگر كوه در سمت شمال شهر باشد آن شهر گرمتر است . گفت : « اختلاف شهرها از لحاظ مجاورت دريا چگونه است ؟ حنين گفت : « اگر دريا در سمت جنوب شهر باشد آن شهر گرم و تر است و اگر در سمت شمال باشد آن شهر خنكتر است . » . سؤال كننده گفت : « چگونه شهرها به اقتضاى طبيعت خاك مختلف مىشود ؟ » گفت : « اگر زمين سنگى باشد آن شهر خنكتر و سبكتر است ، اگر خاك زمين شنى باشد ، آن شهر سبكتر و گرمتر است و اگر گلى باشد خنكتر و مرطوب‌تر است » گفت : « چرا هوا بسبب دريا تغيير مىكند ؟ » گفت : « اگر مجاور آب زلال يا متعفن يا علفهاى بد بو يا ديگر چيزهاى گندزا باشد هوا تغيير مىكند . » وقتى گفتگوى سؤال كننده و جواب دهنده بسيار شد واثق خسته شد و سخن را بريد و ديگر حاضران را پذيرفت و گفت تا هر كدام آنچه بخاطر دارد در بارهء بىرغبتى نسبت به اين دنيا كه دنياى زوال و فنا و غرور است بگويد ، و هر يك از آنها آنچه بخاطرش آمد از خبر زهد فلاسفهء يونان و حكماى قديم چون سقراط و ديوژن به زبان آورد . واثق گفت : « وصف بسيار كرديد و حكايتهاى نكو گفتيد ، اكنون بگوييد