تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
طبقهء دوم ايران بوده‌اند از او ياد كرده‌ايم ، نقل كرده‌اند كه گفته بود : « از هر چيزى نكوترين صفت آن را ياد گرفتم حتى از سگ و گربه و خوك و كلاغ سياه » گفتند : « از سگ چه ياد گرفتى ؟ » گفت : « الفتى كه با كسان خود دارد و دفاعى كه از صاحب خود مىكند . » گفتند : « از كلاغ سياه چه ياد گرفتى ؟ » گفت : « محتاط بودنش را . » گفتند : « از خوك ؟ » گفت : « صبح زود بدنبال حاجات رفتنش را . » گفتند : « از گربه ؟ » گفت : « آهنگ خوب و ملايمت بهنگام حاجت . » . هر كه اشعارى چنين دلپذير و جانفزا و گوشنواز و مهيج را كه همهء اهل فضل و قريحه بكمال هنر گوينده‌اش اعتراف دارند ، عيب كند ، قدر خود ميبرد و عيب معرفت و تشخيص خويش ميگويد . از ابن عباس آورده‌اند كه گفته بود : « هوس خداى معبود است . » و گفتار خدا را دليل آورده بود كه فرمايد : « از آن كس خبر دارى كه هوس خود را خداى خود كرده است . » ابو تمام اشعار نكو و معانى لطيف و تعبيرات بديع دارد . يكى از شعر شناسان را از هنر ابو تمام پرسيدند گفت : « گوئى همهء شعر جهان را فراهم آورده و گوهر آن را انتخاب كرده است . » ابو تمام كتابى تأليف كرده و آن را « الحماسه » ناميده بود و بعضى كسان آن را « كتاب الخيبة » يعنى نوميدى ناميده‌اند . او در اين كتاب كه پس از مرگ وى پديدار شد ، اشعارى از ديگران انتخاب كرده است . ابو بكر صولى كتابى تأليف كرده و اخبار و اشعار و علوم و مذهب ابو تمام را در آنجا ياد كرده و از اشعار ابو تمام بر احوال وى شاهد آورده است . از جملهء سخن او كه در وصف شراب گفته است اينست : « اوصاف تيره دارد اما آن را جوهر آشنا لقب داده‌اند » . پس از وفات ابو تمام شاعران و دوستان اديب وى رثايش گفتند . از آن جمله حسن بن وهب دبير كه شاعرى ظريف بود و در نثر و نظم دست داشت ، گفته بود : « ابرها آن گور غريب را در موصل سيراب كند و بر آن ببارد ، وقتى بر آن ببارد بارانى تند از پس بارانى فرو ريزد برق‌ها براى او سيلى بچهره مىزند و