كشته شد و اين قضيه در خانهء مأمون در ضمن سفر عراق رخ داد . مأمون قضيه را سخت اهميت داد و قاتلان او را بكشت و سوى عراق رفت .
على بن موسى الرضا ( ع ) در طوس بسبب خوردن انگور كه بسيار خورد و بقولى انگور زهر آلود بود درگذشت و اين در صفر سال دويست و سوم بود . مأمون بر او نماز كرد . و هنگام مرگ پنجاه و سه سال و بقولى چهل و هفت سال و شش ماه داشت .
تولد وى بسال صد و پنجاه و سوم هجرى در مدينه رخ داده بود . مأمون ام حبيبه دختر خود را به زنى به على بن موسى الرضا ( ع ) داده بود كه يكى از دو خواهر ، زن محمد بن على بن موسى و ديگرى زن پدرش على بن موسى بود .
در ايام ابراهيم بن مهدى بغداد آشفته شد و رويبضيان كه سران عامه و پيروان ايشان بودند بشوريدند و خويشتن را مطوعه ناميدند . وقتى مأمون نزديك دار السلام رسيد ابراهيم بروز عيد قربان با مردم نماز كرد و روز دوم نهان شد و اين بسال دويست و سوم بود . مردم بغداد نيز او را خلع كردند . مأمون بسال دويست و چهارم به بغداد درآمد ، در آن وقت لباس سبز داشت و بعدا آن را تغيير داد و هنگامى كه طاهر بن حسين از رقه پيش وى آمد ، لباس سياه را تجديد كرد .
بسال دويست و چهارم در بلاد مشرق قحطى بزرگ و در خراسان و جاهاى ديگر و با بود . و هم در اين سال بابك خرمى با ياران جاويدان بن شهرك در ديار بدين خروج كرد . سابقا در همين كتاب ضمن سخن از جبل فتح و باب و ابواب ورود راس كه سوى ديار بدين جريان دارد از ديار بابك كه جزو قلمرو آذربايجان و اران بيلقان است ، سخن آوردهايم .
مأمون ديده و ران خود را بجستجوى ابراهيم بن مهدى كه ميدانست در بغداد نهان شده است بهر سو فرستاد و شب يكشنبه سيزدهم ربيع الاخر سال دويست و هفتم او را در لباس زنى بيافت كه دو زن نيز همراه او بود . حراس بن اسود در كوى معروف به طويل در بغداد او را گرفته بود ، او را پيش مأمون بردند و گفت : « ابراهيم
مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 442
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٤٤٢