تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
موسى عليه السلام . » گفت : « برهانهاى او چه بود ؟ » گفتم : « عصا را بينداخت و مارى شد كه دروغهاى ساحران را مىبلعيد و عصا را به دريا زد كه بشكافت و دستش بدون بيمارى درخشان بود . » گفت : « اين سخت‌تر است ، چيزى ملايمتر بيار » گفتم : « برهانهاى عيسى عليه السلام . » گفت : « برهانهاى او چه بود ؟ » گفتم : « زنده كردن مرده . » سخن مرا بريد و گفت : « بليهء بزرگتر آوردى مرا از برهانهاى اين معاف بدار » گفتم : « ناچار برهانهائى بايد . » گفت : « من از اين قبيل چيزى ندارم ، به جبرئيل گفتم : « مرا بسوى شيطانها ميفرستيد ، دليلى به من بدهيد كه با آن بروم و گر نه نخواهم رفت . » و جبرئيل عليه السلام نسبت به من خشمگين شد و گفت : « از همين حالا از بدى دم ميزنى ؟ اول برو ببين اين قوم با تو چه ميگويند » مأمون بخنديد و گفت : « اين از پيمبرانى است كه براى نديمى شايسته است . » . بسال يكصد و نود و هشتم مأمون برادر خود قاسم بن رشيد را از ولايت‌عهد خلع كرد . بسال صد و نود و نهم ابو السرايا سرى بن منصور شيبانى در عراق خروج كرد و كارش بالا گرفت ، محمد بن ابراهيم بن اسماعيل بن ابراهيم بن حسن بن - حسن بن على بن ابى طالب ملقب به ابن طباطبا نيز با وى بود . در مدينه نيز محمد بن سليمان بن داود بن حسن بن حسن بن على رحمهم الله قيام كرد . در بصره نيز على بن - محمد بن جعفر بن محمد بن على بن حسن بن على عليهم السلام و زيد بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على ( ع ) قيام كردند و بر بصره استيلا يافتند . در همين سال ابن طباطبا كه ابو السرايا كسانرا سوى او ميخواند وفات يافت و ابو السرايا محمد بن محمد بن يحيى بن زيد بن على بن حسين ( ع ) را بجاى او نهاد و باز در همين سال يعنى بسال يكصد و نود و نهم ابراهيم بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسن بن على ( ع ) در يمن ظهور كرد . بسال دويستم در ايام مأمون محمد بن جعفر بن محمد بن على بن حسين رحمهم - الله در مكه و نواحى حجاز ظهور كرد و كسانرا بجانب خويش خواند . فرقهء سبطيهء