تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
شيعه پيرو دعوت و قائل به امامت او هستند و فرقه‌ها شده‌اند . بعضى غلو كرده و بعضى معتدلند و بطريقهء اماميه رفته‌اند و ما در كتاب « المقالات فى اصول الديانات » و هم در كتاب « اخبار الزمان من الامم الماضية و الاجيال الخالية و الممالك الداثرة » در فن سىام از اخبار خلفاى بنى عباس و طالبيانى كه در ايام آنها ظهور كرده‌اند سخن كرده‌ايم . گويند اين محمد بن جعفر در آغاز كار و عنفوان جوانى دعوت محمد بن ابراهيم بن طباطبا رفيق ابو السرايا را رواج ميداد و چون ابن طباطبا محمد بن ابراهيم بن حسن بن حسن بمرد ، دعوت خويش را نمودار كرد و نام امير مؤمنان گرفت . هيچيك از كسانى كه از خاندان محمد قبلا و بعدا براى اقامهء حق قيام كرده بودند ، جز همين محمد بن جعفر عنوان امير مؤمنان به خود ننهاده بودند ، وى به واسطهء جمال و رونق و جلوه و كمالى كه داشت بنام ديباج نيز ناميده ميشد و در مكه و اطراف قصه‌ها داشت ، در همين سال او را پيش مأمون به خراسان بردند ، در آن هنگام مأمون در مرو بود و او را امان داد و با خويش به گرگان برد ، محمد بن جعفر در آنجا بمرد و به خاك رفت . و ما چگونگى وفات وى را با حوادث او و ديگر كسان از خاندان ابو طالب و جنگها كه در نواحى مختلف داشتند در كتاب « حدائق الاذهان فى اخبار آل ابى طالب و مقاتلهم فى بقاع الارض » آورده‌ايم . و هم بروزگار مأمون حسين بن حسن بن على بن حسين بن على ( ع ) معروف به ابن افطس در مدينه ظهور كرد . گويند وى در آغاز ، دعوت ابن طباطبا را رواج ميداد و چون ابن طباطبا بمرد كسان را به امامت خويش خواند و سوى مكه رفت و هنگامى كه مردم در منى بودند به آنها پيوست ، امير حاج داود بن عيسى بن موسى هاشمى فرار كرد و مردم سوى عرفه رفتند و بدون اينكه كسى از فرزندان عباس با ايشان باشد جانب مزدلفه حركت كردند . ابن افطس هنگام شب به موقف آمد آنگاه به مزدلفه رفت كه مردم امام جماعت نداشتند و با آنها نماز كرد ، آنگاه سوى منى رفت و قربان كرد و وارد مكه شد و همهء پوشش خانه را جز پارچهء قباطى سفيد كه بر آن
مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 440 | ابوالقاسم پاينده / المسعودي