كه روزگار ميان گروهها تفرقه ميآورد . » .
ما بين دو گروه مدت چهارده ماه جنگ بود ، مردم بغداد سخت به زحمت بودند ، مسجدها تعطيل شد و نماز را ترك كردند . بليهء بغداد چنان سخت بود كه از روزگار بناى منصور هرگز چنان سختى نديده بودند . در ايام جنگ مستعين و معتز نيز مردم بغداد چنين جنگى داشتند كه عياران بجنگ آمدند و اسب از خويش گرفتند و اميرانى چون نينويه خالويه و غيره داشتند كه هر كدامشان بر يكى از عياران نشسته و بجنگ ميرفتند و پنجاه هزار از برهنگان در جنگ شركت كردند اما بغداديان بدتر از جنگ مأمون و مخلوع نديدهاند . هم اكنون يعنى بسال سيصد و سى و دو مردم بغداد حوادثى را كه بر آنها گذشته چون رفتن ابو اسحاق المتقى بالله و حوادث ما قبل آن از قبيل بريديان و ابن رائق و توزون ترك و خروج ناصر الدوله ابو محمد حسن بن ابى الهيجا عبد الله بن حمدان و برادرش سيف الدوله را از آن رو مهم ميشمارند كه از آن روزگاران دورانى دراز گذشته و حوادث آن از ياد رفته و قصهء عيارانى كه در آن روزگار بودهاند ، كهن شده است .
كشاكش ميان مأمونيان و برهنگان و ديگر ياران مخلوع سخت شد . امين را در قصرش كه بناحيهء غربى بود محاصره كردند و يكى از روزها ميان دو گروه جنگى بود كه در آن ميانه از دو سو مردم بسيار تلف شد . حسين خليع در اين باره گفته بود : « به يارى خدا فيروزى و حمله نه فرار از آن ماست و روزگار به دو تفرقه از دشمنان بيدين توست ، جام مرگ را كه بدمزه و تلخ است آنها بما خورانيدند و ما نيز به آنها خورانيديم ولى آخرى از آنها خواهد بود . اى امين خدا ، به خدا اعتماد داشته باش كه نصرت و ثبات به تو عطا كند كار را به خدا سپار كه خداى صداى صاحب قدرت ، ترا حراست كند ، جنگ چنين است گاهى به ضرر ما و زمانى بنفع ماست . » .
جنگ بزرگ ديگرى نيز در خيابان دار الرقيق رخ داد كه در ضمن آن مردم بسيار تلف شد و در راهها و خيابانها بسيار كس كشته شد ، اين يكى طرفداران مأمون
مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 405
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٤٠٥