رضى الله عنه را رها كنم و هزار دينار به او بدهم . » رشيد موسى را احضار كرد و گفت :
« چرا قسمى را كه ميان مردم معمول است تغيير دادى ؟ » گفت : « براى اينكه ما از جدمان رضى الله عنه از پيمبر صلى الله عليه و سلم حديث داريم كه هر كه قسمى بخورد كه ضمن آن خدا را تمجيد كند خدا شرم دارد كه او را بشتاب كيفر دهد و هر كه قسمى خورد و شريك قدرت و قوت خدا شود خداوند پيش از سه روز كيفر او را بدهد . » بقولى صاحب اين قصه يحيى بن عبد الله بن حسن بن حسن بن على برادر موسى بن عبد الله رضى الله عنهم بوده است . يحيى بسرزمين ديلم پناهنده شده بود و فرمانرواى ديلم او را به صد هزار درم به عامل رشيد بفروخت كه بقتل رسيد . رحمه الله .
كتابهاى تاريخ و روايت در اين باب مختلف است و در روايت ديگر هست كه يحيى را در گودالى پيش درندگان گرسنه افكندند اما درندگان از خوردن وى دريغ كردند و بگوشهاى از گودال رفتند و نزديك او نشدند سپس او را زنده در دل ديوارى از گچ و سنگ جاى دادند .
محمد بن جعفر بن يحيى بن عبد الله بن حسن بن حسن بن على كرم الله وجهه سوى مصر رفته بود و چون بتعقيب وى برآمدند سوى مغرب رفت و به تاهرت سفلى رسيد و گروهى از مردم بر او فراهم آمدند و او قيام كرد و عدالت و رفتار نكو داشت تا مسموم بمرد . و ما خبر و كيفيت كار ويرا در كتاب « حدائق الاذهان فى اخبار اهل بيت النبى صلى الله عليه و تفرقهم فى البلدان » آوردهايم .
بسال صد و هشتاد و هشتم رشيد به حج رفت و اين آخرين حج او بود . گويند وقتى رشيد هنگام بازگشت از حج از كوفه ميگذشت ، ابو بكر بن عباس كه از بزرگان اهل علم بود گفته بود : « ديگر او يا خليفهء ديگرى از بنى عباس از اين راه نخواهد گذشت » به دو گفتند : « اين غيب است ؟ » گفته بود : « بله . » گفتند : « وحى آمده ؟ » گفت : « بله » گفتند : « به تو ؟ » گفت : « نه به محمد صلى الله عليه و سلم آمده است و على عليه السلام كه در اين محل كشته شد ( و به محل كشته شدن على در كوفه اشاره كرد )
مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 347
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٣٤٧