بسال صد و هفتاد و پنجم ليث بن سعد مصرى فهمى درگذشت . كنيهاش ابو الحارث بود و هشتاد و دو سال داشت . بسال صد و بيست و سوم به حج رفته بود و از نافع حديث روايت مىكرد .
بسال صد و هفتاد و پنجم شريك بن عبد الله بن سنان نخعى قاضى درگذشت ، كنيهاش ابو عبد الله بود و هشتاد و دو سال عمر كرد ، تولد وى به بخارى بود . اين شريك ، شريك بن عبد الله ابى انمر نيست زيرا ابن ابى انمر بسال صد و چهلم درگذشته بود ، ذكر اين نكته از آن رو بود كه نام پدر و مادر اين هر دو شريك همانند بود اما سى و هفت سال از هم فاصله داشتند . شريك بن عبد الله نخعى بروزگار مهدى عهده - دار قضاى كوفه بود آنگاه موسى هادى او را عزل كرد شريك با علم و اطلاع ، هوش و زيركى نيز داشت . بحضور مهدى ميان او و مصعب بن عبد الله سخن رفت ، مصعب به دو گفت : « تو ابو بكر و عمر را تحقير ميكنى . » گفت : « به خدا جد ترا نيز كه كمتر از آنها بوده است تحقير نميكنم . » بنزد شريك معاويه را به حلم ياد كردند گفت : « كسى كه حق را مسخره كرده و با على بن ابى طالب بستيز برخاسته حليم نبوده است » از شريك بوى نبيذ استشمام ميشد اهل حديث به دو گفتند : « اگر اين بو از ما بود خجل ميشديم . » گفت : « براى آنكه شما بمعرض بد گمانى هستيد . » .
و هم بروزگار رشيد ابو عبد الله مالك بن انس بن ابى عامر اصبحى در ماه ربيع الاول بمرد ، وى نود سال داشت و گويند دوران حمل وى سه سال بود ، بقولى ابن ابى ذئب بر او نماز كرد زيرا در وقت وفات ابن ابى ذئب اختلافست . واقدى گويد :
« مالك به مسجد ميآمد و در نمازها و جمعهها و نماز ميت حضور مىيافت و بعيادت بيماران ميرفت و در بارهء حقوق كسان قضاوت ميكرد ، سپس همهء اين كارها را رها كرد . در اين باب با او گفتگو كردند ، گفت : « همه كس نميتواند عذر خود را بگويد . » پيش جعفر بن سليمان از او سعايت كردند و گفتند : « بيعت شما را نافذ نمىداند . » و جعفر او را تازيانه زد . او را دراز كردند و آنقدر زدند كه بازوهايش از جا برفت
مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 344
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٣٤٤