تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
در بارهء او گفته‌اند عقيده داشت امامت حق ارشد فرزندان عباس است و عموهاى مهدى بيشتر از او حق دارند . مهدى محبوب خاص و عام بود كه خلافت خويش را با رسيدگى مظالم و خوددارى از قتل ، و تأمين بيمناك و دادرسى مظلوم آغاز كرد و دست ببخشش گشود و همهء آنچه را منصور بجا گذاشته بود و ششصد ميليون درم و چهارده ميليون دينار بود ، بعلاوهء آن چه در ايام او وصول شده بود ، بپراكند . و چون بيت المال‌ها خالى شد ، ابو حارثهء نهرى خازن بيت المال‌هاى وى بيامد و كليدها را پيش وى انداخت و گفت : « كليد خانه‌هاى خالى بچه كار مىخورد . » مهدى بيست غلام را بفرستاد كه در حمل پول تسريع كنند و چند روز بعد پولها برسيد و ابو حارثهء نهرى در كار دريافت و رسيدگى آن سه روز از رفتن پيش مهدى بازماند . وقتى پيش او رفت ، گفت : « چرا دير آمدى ؟ » گفت مشغول رسيدگى پولها بودم . » گفت : « اعرابى احمقى هستى ، مىپنداشتى وقتى حاجت به پول پيدا كنم نخواهند رسيد ؟ » ابو حارثه گفت : « وقتى حادثه درآمد منتظر نمىماند تا تو كس براى وصول و حمل پول بفرستى . » گويند مهدى در اثناى ده روز از مال خاص خود ده ميليون درم بپراكند آن وقت شبة بن عقال بالاى سر او به سخن ايستاد و گفت : « مهدى همانندها دارد كه از جمله ماه تابان و بهار تازه و شير بيشه و درياى جوشان است . ماه تابان زيبائى و رونق چون او دارد و بهار تازه خرمى و صفا چون او دارد ، شير بيشه قوت و صلابت چون او دارد و درياى خروشان بخشش چون او دارد . » . روزى خيزران مادر هادى و رشيد ، در خانهء خويش كه اكنون بنام اشناس معروف است نشسته بود و كنيزكانى كه براى خليفگان ، فرزند آورده بودند با دختران بنى هاشم بدور او بودند . وى بر فرش ارمنى نشسته بود و آنها بر مخده‌هاى ارمنى بودند ، زينب دختر سليمان بن على از همه برتر نشسته بود . در اين اثنا يكى