تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
و هم گفته‌اند : « نكو شنيدن را چون نكو گفتن ببايد آموخت . نكو شنيدن آنست كه فرصت دهى تا گوينده سخن خويش را بپايان برد . » از جملهء لوازم آداب صحبت اين است كه سخن را نبرند و بر گوينده هجوم نبرند و رشتهء صحبت را با سخنانى در همان باب پيوسته دارند و مطالبى مناسب آن پيش آرند تا صحبت هماهنگ باشد ، چنان كه در مثل گفته‌اند : « الحديث ذو شجون » يعنى صحبت را رشته‌هاست . يعنى گفتگو از يك جا آغاز شود و بمطالب مختلف منجر شود كه همهء لذت زندگى در همدم خوش صحبت است . يكى گفته بود : « من از گفتگو ( حديث ) ملول نميشوم . » به دو گفتند : « كس از حديث ( تازه ) ملول نشود بلكه از كهنه ملول مىشوند . » . شاعر ان را نيز در اين معنى سخن بسيار است ، از جمله سخن على بن عباس رومى است كه گويد : « از همه چيز خسته شدم كه بهترين آن پوچ است ، بجز گفتگو ( حديث ) كه هميشه مانند نام خود تازه است . و بهترين سخنى كه در اين معنى گفته‌اند گفتهء ابراهيم بن عباس است كه گويد : « روزگار و اين موى سپيد كه بر سر من مىبينى گمراهى را ببرد و من به وقار بازگشتم ، از همه چيز خسته شدم جز ديدار هم صحبتى خوش سخن كه مرا چيزى بياموزد . » . يكى از محدثان و اهل ادب گويد : « از لوازم ادب اينست كه نديم سخن دراز نكند . و از همهء سخنان مؤثرتر و شيرين‌تر آنست كه دراز و دامنه‌دار نباشد كه همهء وقت مجلس را بگيرد و همه را مشغول كند و در اثناى آن جام زنند ، كه اين شايستهء مجلس قصه‌پردازان و نه مجلس خاصان است . » . عبد الله بن المعتز بالله در اين معنى و وصف ياران مجلس شراب گفته و نكو گفته : « ما بين جامها گفتگوئى كوتاه دارند كه جادوست و هر چه جز آن باشد سخن است ، گوئى ساقيان در ميان شرابخواران الفها هستند كه ميان سطور جا گرفته‌اند . » و طريقهء كسانى كه در كار استماع نكات شيرين ، طرفدار اختصارند همين است .