تحريك كرد و آب گلآلود شد و او را ببغداد خواندند .
سيوطى بنقل از اسحاق موصلى گويد : امين مردى بخشنده و اديب بود و شعر نيكو ميشناخت اما هوسباز و تفريحدوست بود . ابو الحسن احمر سخندان و نحوى معروف گفته بود : " بارها ميشد شعرى را كه شاهد يكى از قضاياى نحو بود فراموش ميكردم و امين آن را بخاطر داشت . در صف فرزندان خلفا هيچكس باهوشتر از او و مأمون نبود . " طبرى گويد : " وقتى امين بخلافت رسيد از همه ولايات ارباب لهو را بدربار خواند و جزو خواص خويش كرد و مقررى داد . در خريد اسب و دواب كوشش بسيار كرد ، حيوانات درنده و مرغان شكارى فراوان خريد . از برادران و سرداران و بزرگان خاندان خويش روى بپوشيد و بديشان بىاعتنائى كرد و آنچه در خزانه بود با همه جواهرات خاصه بخواجگان و همدمان و معاشران خويش بخشيد و آن خزينه و جواهر و سلاح را كه در رقه بروزگاران فراهم آمده بود بديشان پخش كرد و براى تفنن خويش مجلسها كرد . در قصر خلد و خيزرانيه و بستان موسى و قصر عبدويه و قصر معلى و بسى جاهاى ديگر خلوتگاهها براى تفريح و سرگرمى آماده كرد و بفرمود تا بر دجله زورقها به شكل شير و فيل و عقاب و مار و اسب بساختند و مال فراوان به مصرف آن داد .
عمر و خلافت امين طولانى نبود كه چهار سال و هفت ماه بر تخت خلافت بود و بسال 198 در بيست و هشت سالگى در آن فتنه كه ميان او و مأمون پديد آمده بود كشته شد كه مأمون را از خلافت خلع كرد و فرزند خويش موسى را وليعهد كرد و پيمانى را كه هارون در كعبه از او گرفته بود بشكست و آن فتنه بزرگ كه از اين كار زاد مايه تفرقه و ضعف مسلمانان شد و در بغداد پايتخت خلافت و مركز علم و ادب و تجارت ويرانيهاى بسيار پديد آورد .
وقتى امين كشته شد عبد الله بن طاهر سروى براى مأمون فرستاد و با قتل امين كار خلافت مأمون راست شد .
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 77
مساهمون: حسن ابراهيم حسن
ص٧٧