نگفته پيداست كه جعفر اينهمه را از شدت اعتماد بمنزلت خويش نزد خليفه كرد عبد الملك چون به خانه بازگشت ديد كه مال پيش از او رسيده و چون روز ديگر رسيد جعفر بحضور هارون شد و قصه را بگفت و هارون كار وى را تأييد كرد و جعفر از پيش خليفه نيامده بود كه فرمان ولايتدارى مصر را بنام فرزند عبد الملك نوشته بودند و ازدواج وى با دختر خليفه مسجل شده بود .
موسى از همه فرزندان يحيى شجاعتر بود وى مردى بود كامل و سردارى مجرب ، هارون بسال 176 ويرا ولايت شام داد كه امور آن را بصلاح آورد ، اما على بن عيسى والى خراسان در محضر هارون از وى شكايت كرد و او را متهم كرد كه در شام فتنه كرده و سر قيام دارد . چون موسى قرض سنگين داشت و مدتى از حضور پايتخت بازماند سوءظن هارون شدت گرفت و ويرا پيش خواند و در كوفه بحبس انداخت ، عاقبت بوساطت مادر و ضمانت پدر آزاد شد و خلعت يافت . محمد بن يحيى نيز مردى شريف و بلند همت بود اما شهرت وى به پايه برادران نرسيد .
كار نفوذ برمكيان چنان بود كه سالى هارون به حج رفت ، يحيى برمكى با دو پسرش فضل و جعفر همراه وى بودند چون بمدينه رسيدند هارون با يحيى بنشستند و مردم را عطا دادند و امين با فضل بنشستند و مردم را عطا دادند و مامون و جعفر بنشستند و مردم را عطا دادند آنسال بنام سال " سه عطا " شهره شد . گويند وقتى يحيى سوار ميشد كيسهها از پيش آماده بود در هر يك دويست درم ، از اين كيسههاى سربسته به محتاجانى ميداد كه هنگام عبور از وى تقاضاى كمك داشتند و اين عجب نيست اگر بدگويان و حاسدان با تحريك بدگمانى خليفه مقدمات زوال اينخاندان بزرگ را فراهم كردند كه قصه آن معروف است .
صفات هارون
خطيب بغدادى گويد " هارون مردى سپيد چهره و بلند قامت و فربه و نكوروى بود . " مؤلف الفخرى گويد : " دولت هارون