در عصر مأمون
بود تا از خراسان قصد بغداد كرد و على بن موسى وفات يافت چنان كه بيايد . معذلك تا مدتى روش مأمون درباره تكريم علويان تغيير نيافت فقط شعار عباسيان را تجديد كرد و لباس سبز منسوخ شد .
بسال 203 مأمون محمد زيادى را ولايت تهامه و يمن داد تا نفوذ شيعيان را از آنجا براندازد وى شهر زبيد را بساخت و چون اميرى مستقل بحكومت پرداخت فقط خطبه بنام عباسيان ميخواند و خراج بديشان ميداد و حكومت آن ناحيه تا سال 553 در اعقاب وى بود بحقيقت يمن نخستين ناحيه بود كه بدست زياديان از تسلط كامل عباسيان بدر رفت . دولت اغلبيان كه هارون در افريقيه پايه گذاشت و ميخواست آن را حايل قلمرو خود و كشور ادريسيان كند نيز چنين بود كه افريقيه را از تسلط عباسيان بيرون كرد و اين هر دو دولت كه در يمن و افريقيه خار چشم عباسيان شد براى آن پديد آمد كه نفوذ علويان را بشكند زيرا عباسيان از بسط نفوذ اينخاندان بقلمرو خويش به شدت بيمناك بودند .
در آن هنگام كه مأمون بخراسان بود مردم بغداد بشوريدند و ابراهيم بن مهدى را بخلافت برداشتند و چون مأمون از خراسان برفت و نزديك بغداد رسيد مردم ابراهيم را خلع كردند و او روى نهان كرد اما دستگير شد و مأمون ويرا بخشود و تقرب داد .
بسال 210 بار ديگر ابراهيم را بگرفتند كه معلوم داشتند وى با نواده ابراهيم امام ملقب به ابن عايشه توطئهاى ساختهاند كه مأمون را بكشند و ابراهيم خليفه شود . مأمون فرمان داد تا ابن عايشه را سه روز در آفتاب بداشتند آنگاه تازيانه زدند و بحبس بردند و پس از اندك مدتى در حبس بمرد كه پيكر او را بر دار كردند . پس از آن ابراهيم را كه فرارى بود در لباس زنان بگرفتند . طبرى گويد : " ويرا با دو زن ديگر كه او نيز لباس زنان داشت دستگير كردند اين كار بدست يكى از نگهبانان شب انجام شد ، كه از زنان پرسيد كيستيد و بكجا ميرويد ؟
ابراهيم انگشتر ياقوت گرانبهاى خود را به دو داد كه مانع رفتنشان نشود ، نگهبان