تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
ابن اثير درباره امين گويد : " از امين كار شايسته‌اى نيافتم كه ياد آن توانم كرد "

مأمون 198 - 218

عبد الله ابو العباس مأمون بسال 170 در آنشب كه عم وى هادى بمرد تولد يافت مادرش كنيزكى بود مراجل نام . بيست و سه ساله بود كه هارون وى را وليعهد دوم كرد و ولايت خراسان و ديگر ولايات ايران را تا همدان به دو سپرد پس از مرگ هارون امين پيمان پدر را بشكست و در جنگ با برادر كشته شد و خلافت بمأمون رسيد . مأمون در رى بود كه كار خلافت وى سر گرفت و تا سال 204 بخراسان بود آنگاه ببغداد آمد . مؤلف الفخرى گويد : " مأمون از معاريف خليفگانست و در قلمرو خويش ابداعات بسيار كرد وى نخستين كس بود كه حكمت يونان را بجست و فرمان داد تا آن را به عربى ترجمه كنند و هندسه اقليدس آموخت و در علوم قدما نظر كرد و از طب سررشته يافت و اهل حكمت را بنواخت و منزلت داد . بعهد وى سهم دولت از حاصل زمين در ناحيه سواد دو پنجم شد كه بيش از آن نصف بود هم او بود كه مردم را وادار كرد بمخلوق بودن قرآن معترف شوند ، اين مقالت بدوران وى رواج يافت و درباره آن با احمد بن حنبل و ديگران مناظره‌ها رفت بوقت مرگ ببرادر خويش معتصم درباره خلق قرآن وصيت كرد و معتصم روش او گرفت و احمد بن حنبل را كه نظر خليفه را نميپذيرفت بزد و محبوس كرد " و هم بدوران مأمون زمينه نقل خلافت از خاندان عباسى بخاندان على فراهم شد و على بن موسى ملقب به رضا امام هشتم شيعيان را وليعهد كرد كه اگر اين كار خلل نمييافت علويان جانشين عباسيان ميشدند و هم مأمون پوشش سياه را كه از آغاز كار شعار عباسيان بود به سبز ، شعار علويان ، مبدل كرد و گفت كه سبز لباس بهشتيان است .

اوضاع دولت

مامون در آغاز كار بعلويان مايل شد و جز وليعهدى كه بعلى بن موسى ، رضا داد علويان را بنواخت و مقامات بزرگ داد و همچنان