تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥

صفات هارون

از دولتهاى خوب بود و رونق و قدرت و وسعت فراوان داشت و قسمت اعظم جهان خراجگزار وى بود و آنهمه عالم و شاعر و فقيه و قارى و قاضى و نويسنده و نديم و نغمه‌گر كه بدرگاه هارون بود بدرگاه هيچ خليفه ديگر نبود كه بهر يك صله فراوان مىداد و مينواخت و منزلت ميافزود . وى مردى بود فاضل و سخندان و راوى اخبار و آثار و بنزد همگان مهابت فوق العاده داشت . شهر بغداد بدوران هارون وسعت و آبادى بسيار يافت و قصرهاى بزرگ در آن ساخته شد و از هر راه كالاى بازرگانى بدان ميرسيد . سيوطى گويد " هارون قصد داشت مديترانه را در ناحيهء فرما بدرياى سرخ وصل كند ، يحيى برمكى به دو گفت بيم آن ميرود كه روميان بدرياى سرخ راه يابند و نفوذشان تا حجاز پيشروى كند و از اين كار صرفنظر كرد . " وضع مالى دولت عباسى بدوران هارون بسيار خوب بود ، از خراج ولايات هفتاد و دو مليون دينار بخزانه ميرسيد و اين بجز جنسى بود كه از حاصل اراضى دريافت مىشد . گويند روزى هارون بر پشت خفته بود ، ابرى را گذران ديد و گفت : " هرجا خواهى برو كه خراج آن به من ميرسد " . مرگ هارون در طوس رخ داد در قريه سناباد پيش از مرگ همه هاشميان سپاه را فراهم آورد و سفارش كرد كه در حفظ خلافت بكوشند و با خليفگان صميمى باشند و اتحاد خويش را حفظ كنند و مراقب امين و مأمون باشند و آنها را از تجاوز به يكديگر بازدارند . مسعودى گويد : " وقتى مرض هارون سخت شد طبيبان او را اميد مىدادند . بفرمود تا طبيبى بياوردند ايرانىنژاد و قاروره وى را با قاروره‌هاى ديگر به دو بنمودند . طبيب چون قاروره هارون را بديد گفت : " اين بيمار قطعا مردنيست وصيت خويش را بكند كه علاج‌پذير نيست " رشيد چون رأى طبيب را بشنيد بگريست و اين سخنان را
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 75 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده