تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
تكرار همى كرد " طبيب با طب و دواى خويش از مرگ آمده جلوگيرى نتواند كرد ، ورنه چرا طبيب به همان مرض كه از علاج آن واقف است جان مىدهد . " هارون ، امين را وليعهد كرد ، پس از او مأمون و پس از او قاسم را و در اين باب پيمان‌نامه‌اى نوشت و قاضيان و فقيهان عصر و بزرگان بنى هاشم را شاهد آن كرد و در كعبه بياويخت دوران خلافت وى بيست و سه سال بود و بسال 193 ه در چهل و چهار سالگى بمرد .

امين 193 - 198

ابو عبد الله محمد امين بسال 190 پس از مرگ پدر بخلافت رسيد مادرش زبيده دختر جعفر بن منصور بود ، از خليفگان عباسى هيچكس جز او نبود كه از طرف پدر و مادر نسب وى بهاشم رسد . وقتى هارون در طوس بمرد جامه و عصا و خاتم خلافت را براى امين بردند . طبرى گويد : " امين مردى سفيد چهره و كوچك ديده و نكوروى و تنومند بود " سيوطى گويد : " وى نكوروى و نيرومند و شجاع بود چنان كه يك بار شيرى را بدست خويش بكشت . در فصاحت و ادب و فضيلت شهره بود ولى تدبير نداشت ، مسرف و خودپسند و بىسياست بود و صلاحيت خلافت نداشت . " دوران امين همه فتنه و آشوب بود و در همان ايام كه ميان او و مأمون فتنه بود على بن عبد الله معروف به سفيانى بدعوى خلافت در شام طغيان كرد و عامل امين را براند و دمشق و اطراف آن را تصرف كرد و چيزى نمانده بود كه كار بر او راست شود اما ميان قبايل يمنى و مضرى شام تصادمى رخ داد كه مانع انجام مقصود وى شد . امين براى خاموش كردن فتنه سفيانى سپاهى فرستاد به فرماندهى حسين پسر على بن ماهان . آنگاه فرماندهى سپاه را بعبد الله پسر صالح بن على عباسى داد اما آشفتگى بغداد مانع از آن بود كه بر ضد سفيانى كار جدى انجام شود ، دو سال و بيشتر شام در آشوب بود حسين بن ماهان بسبب جانبدارى از سپاه خراسان كينه شاميان سپاه خويش را