تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
كه چنين بناى باعظمت را جز اراده خدائى بسقوط نكشيده و هم ايوان كسرى نمازگاه على بن ابيطالب است بعلاوه مخارج ويران كردن ايوان از قيمت مصالح آن بيشتر است . " منصور به دو گفت : " تو تمايلات عجمى دارى . " و فرمان داد ايوان را ويران كنند گوشه‌اى از آن را ويران كردند اما مصارف كار از ارزش مصالح آن بيشتر بود و منصور از ادامه ويرانى منصرف شد و بخالد گفت : " اكنون رأى تو را كار مىبنديم و ايوان را ويران نميكنيم " خالد گفت : " اكنون رأى من اينست كه ايوان را ويران كنى كه مردم نگويند از ويران كردن بنائى كه ديگرى ساخته بود ناتوان مانده‌اى . " يحيى بن خالد برمكى در علم و ادب و فضل و بخشش و نجابت شهره عصر خويش بود . وى دوازده ساله بود كه دولت عباسى پايه گرفت . در سايه اين دولت پرورش يافت و مورد توجه منصور بود و بسال 158 وى را بولايتدارى آذربايجان فرستاد مهدى او را دبير و پيشكار فرزند خويش هارون كرد و در آن جنگها كه هارون با روم شرقى داشت هميشه يحيى همراه وى بود . در آن دوران كه هارون از جانب پدر ولايتدار مغرب بود يحيى بكاردارى وى ميپرداخت و وظايف مشگل را آسان انجام ميداد و چون هادى ميخواست هارون را از وليعهدى خلع كند يحيى مدتها وى را از اين كار بازداشت و عاقبت بتدبير يحيى مقصود وى ناانجام ماند . به همين جهت بود كه وقتى هارون بخلافت رسيد دبير مخلص وفادار خويش را به وزارت برگزيد و كار دولت را به دو سپرد و چهار فرزند وى جعفر و فضل و محمد و موسى را به كارهاى بزرگ گماشت . يحيى چنان كه مؤلف الفخرى گويد : بشايستگى مهمات دولت را عهده‌دار شد و حدود مملكت را نگه داشت و خلل‌ها را ترميم كرد و خراج كشور را فراهم آورد و بآبادانى مملكت پرداخت و رونق خلافت را بيفزود كه نويسنده‌اى بليغ و دانا و اديبى خردمند و نكو رأى و صاحب تدبير بود و بر انجام امور قدرت داشت در بخشش