تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
سردار معروف بود و ياد وى در باب سوم بيايد مأمور سركوب وى كرد و غائله از ميان برخاست . در افريقيه نيز قبايل بربر از سال 178 تا 181 با عباسيان كشاكش داشتند و بتدريج نفوذ بغداد در آن سرزمين كم ميشد و در تصادم‌ها كه رخ ميداد گاه توفيق با عباسيان بود و زمانى با قبايل شورشى . هارون هرثمه بن اعين را با سپاهى فراوان براى سركوبى قبايل بربر فرستاد كه فتنه بالا گرفته را موقتا خاموش كرد اما به خوبى دريافت كه ختم نهائى غائله ميسر نيست و بناچار از فرماندهى سپاه كناره گرفت و بمشرق بازگشت و ابراهيم اغلب از طرف هارون مأمور نظم افريقيه و جلوگيرى از هجوم ادريسيان بر قلمرو عباسيان در افريقيه شد وى دولت اغلبيان را پايه ريخت و چيزى نگذشت كه دعوى استقلال كرد و نفوذ عباسيان جز باسم از افريقيه رخت بر بست اغلبيان شهر قيروان را كه در جنوب غربى تونس فعلى بود پايتخت كردند و تا سال 296 كه فاطميان مصر ، بر قيروان تسلط يافتند دولتشان پايدار بود . بسال 176 منازعات قديمى قبايل يمنى و عدنانى در سوريه بجنگ خونين منجر شد و دو سال تمام دمشق صحنه جنگهاى داخلى بود . اما اين رخدادها از نظر خليفه ناخوشايند نبود كه سياست بغداد از آن استفاده ميكرد زيرا مردم اين ناحيه را كه مسلم شده بود نسبت بخاندان عباسى حسن نيت ندارند ضعيف ميكرد . ده سال بعد باز جنگهاى داخلى در اين ناحيه تجديد شد كه هارون در آن دخالت كرد و موسى پسر يحيى برمكى را مأمور آرامش شام كرد و او فتنه را خاموش كرد و قبايل مختلف را به صلح آورد . بدوران هارون ناحيه خراسان كه ولايتدارى آن با على بن عيسى بن ماهان بود صحنه فتنه‌هاى خونين شد كه على ستمگرى بيباك بود و اموال كسان را بهر بهانه مصادره ميكرد و هديه‌هاى گرانبها براى خليفه ميفرستاد كه چشم وى را خيره ميكرد عاقبت بزرگان خراسان از شر وى بجان آمدند و نامه به هارون نوشتند و استغاثه كردند كه با سپاهى راه خراسان
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 67 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده