گرفت و در رى اردو زد وقتى ولايتدار خراسان از حركت خليفه خبر يافت با هديههاى گرانبها بحضور شتافت و اطرافيان را نيز هديه بسيار داد و موفق بمقر خويش بازگشت و ستم از سر گرفت و آن كسان را كه از جور وى بخليفه شكايت برده بودند به سختى آزار كرد .
در همان ايام يكى از مردم سمرقند بنام رافع بن ليث زنى مالدار را بكفر كشانيد كه ميخواست رابطه زناشوئى او را با شوهرش كه از مدتها پيش غايب بود بگسلد و با او ازدواج كند . وقتى خبر بهارون رسيد كس بنزد على بن عيسى فرستاد و فرمان داد كه ميان آن زن و رافع بن ليث جدائى افكند و رافع را بر اين عمل ناشايست مجازات كند ولايتدار خراسان و حاكم سمرقند فرمان هارون را اجرا كردند و رافع بحبس افتاد اما از زندان گريخت و به پسر على بن عيسى متوسل شد و او پيش پدر وساطت كرد كه رافع امان يافت و بديار خويش بازگشت و بانتقامجوئى كمر بست و حاكم سمرقند را بكشت و گروهى بسيار از مردم آن شهر و ناحيه ماوراء النهر پيرو وى شدند . على بن عيسى پسر خويش را بسركوبى رافع فرستاد كه در بلخ كشته شد .
گويند على بن عيسى در مقر خويش اموال فراوان اندوخته بود كه مردم بطمع آن به قصر وى هجوم بردند و همه را غارت كردند و چون خبر بهارون رسيد از ظلم و استبداد على مطمئن شد و هرثمة بن اعين را با نامهاى به خط خويش بخراسان فرستاد . هرثمه على و كسان وى را دستگير كرد و اموالشان را بمصادره گرفت و بنزد هارون فرستاد .
مردم از ولايتدارى هرثمه خرسندى ميكردند كه از جور على بن عيسى رهائى يافته بودند .
فتنه رافع در سمرقند و اطراف همچنان دوام داشت تا هارون بناچار به قصد سركوبى وى سوى خراسان رفت و در راه مرگش در رسيد و رافع تا دوران مأمون همچنان بود .
نكبت برمكيان
برمك جد خاندان برمكيان در بلخ متولى آتشكده بود و به خدمت آن قيام ميكرد همچنانكه قصى و فرزندانش در ايام جاهليت خادمان كعبه بودند ، برمك و خاندان وى بآتشپرستى ، دين ايرانيان