هارون الرشيد 170 - 193
باوج وسعت و اهميت رسيد و مركز تجارت و مقصد رجال علم و ادب شد . نام رشيد بسبب آن روابط دوستى و صفا كه با شارلمانى داشت در ديار غرب شهرت فراوان دارد . كتاب هزار و يكشب نيز كه در صف معروفترين كتابهاى دنياست و به بيشتر زبانهاى مهم ترجمه شده و در اروپا كمتر كتابخانه خصوصى از نسخه آن خاليست به اين شهرت كمك فراوان كرده است .
هارون در ذى حجه 145 در رى تولد يافت . مادرش كنيزى يمنى بود خيزران نام گويند فضل بن يحيى برمكى هفت روز پيش از هارون تولد يافت و مادر وى هارون را شير داد و مادر رشيد فضل را شير داد .
مهدى كه وى را وليعهد دوم كرده بود چون دلايل كفايت و لياقت فرزند خويش را بديد قصد داشت وى را وليعهد نخستين كند اما مرگ امانش نداد .
مهدى بسال 163 فرماندهى جنگ روميان را به هارون داد و او شاهزاده خانم ايرينى را كه نايب السلطنه قسطنطين بود بطلب صلح وادار كرد و متعاقب آن صلحنامهاى ميان عباسيان و روميان به مدت سه سال امضا شد و هم بسال 164 مهدى بلاد مغرب را به دو سپرد .
هارون همانشب كه هادى بمرد بخلافت نشست . بدوران وى در موصل و افريقيه و ارمنستان فتنههاى بزرگ رخ داد و برمكيان قدرت فراوان يافتند و بدست هارون نابود شدند و همه آن خدمتها كه در نظم دولت عباسى كرده بودند بىاثر ماند .
فتنههاى دوره هارون
وليد بن طريف شيبانى بسال 178 بر هارون بشوريد و بارها سپاه وى را تار و مار كرد و والى نصيبين را بكشت و در ارمنستان و آذربايجان فساد بسيار كرد ، بسال 179 به بين النهرين برگشت و از دجله گذشت و تا حلوان پيش راند و كار وى بالا گرفت و كسان بسيار بر او فراهم شدند . هارون يزيد بن مزيد شيبانى را كه برادرزاده معن بن زائده