تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
مخارج قصر را بقياس آن حساب كرد و ششهزار درهم از مسيب كه عهده‌دار ساختمان قصر بود بمصادره گرفت . " دقت منصور در جلوگيرى از مخارج اضافى چنان بود كه او را ابو الدوانيق يا منصور دوانيقى ميخواندند و در تاريخ به همين نام معروف است كه در محاسبه عمال خويش در حبه و دانگ درهم نيز دقيق بود . دانگ يك ششم درهم است . هنگام ساختمان شهر بغداد بخويشتن در كارها نظارت ميكرد و مزدوران را بمحاسبه ميكشيد بيكى ميگفت تو پيش از ظهر بخفتى و به كار خويش نرسيدى به ديگرى ميگفت تو زود رفتى و كار خويش را نكردى و بهر يك به اندازه كارى كه كرده بود مزد ميداد و مزد تمام روز نميداد . مسعودى گويد : " دور انديشى و اصابت راى و حسن سياست وى به وصف نمىآيد . بوقت لزوم عطاى بزرگ ميداد و آنجا كه بخشش اندك را بيهوده ميديد از آن جلوگيرى ميكرد رفتار وى مانند زياد بود كه ميگفت اگر هزار شتر داشته باشم و يك شتر جربى ، بمواظبت آن چنان قيام ميكنم كه گوئى جز آن شتر جربى ندارم . پس از مرگ ششصد ميليون درهم و چهارده ميليون دينار در خزانه او بود معذلك در مخارج بسيار ممسك و دقيق بود . با صاحب مطبخ خويش قرار كرده بود كه سر و پوست و روده از او باشد و هيزم و ادويه مطبخ را فراهم كند . " مؤلف الفخرى به وصف وى گويد : " از بزرگان ملوك بود . راى صائب داشت وقار وى بكمال بود بخلوت نكوخوى بود و در قبال مطايبات نديمان تحمل بسيار داشت و چون لباس ميپوشيد و بمجلس عام ميشد رنگش دگرگون ميشد و چشمانش بسرخى ميگراييد و رفتارش تغيير مييافت . روزى بفرزندان خود گفت وقتى ديديد لباس بتن كردم و بمجلس نشستم به من نزديك مشويد . گويند منصور لباس خشن بتن ميكرد و بسا ميشد كه پيراهن خويش را وصله ميزد وقتى اين قضيه را با جعفر بن محمد صادق ع بگفتند گفت خدا را سپاس كه در عين