مرگ منصور شيوع يافت كسان بيامدند و گروهى از علويان و ديگران حاضر شدند و خيمهها را پر كردند . آنگاه ربيع بيامد و نامهاى بدست داشت و بگشود و وصيت منصور را بخواند كه وليعهدى مهدى را تأييد كرده بود و بيعت وى را به ياد آورده بود . ربيع از پس خواندن نامه براى مهدى و از پس او براى عيسى بن موسى از بزرگان قوم و عامه كسان بيعت گرفت و اين رخداد در ذيحجه سال 158 هجرى بود .
مهدى 158 - 169
محمد بن عبد الله ملقب به مهدى در دهكده حميمه بسال 126 هجرى تولد يافت . مادر وى ، اروى دختر منصور ، از نژاد حميريان بود كه قرنها در يمن حكومت داشتند . تربيت وى در خاندان خلافت انجام گرفته بود . منصور به تكميل معلومات وى توجه خاص داشت و او را به مفضل ضبى سپرد كه مانند يك عرب اصيل تعليم داد و امثال و منتخب اشعار عرب را براى او فراهم آورد كه بعلم و ادب متمايل شد و بحفظ ايام عرب و كسب مكارم اخلاق و گفتگوى اخبار و اشعار مواظبت فوق العاده داشت . با فصاحت پرورش يافت . شعر نكو ميگفت و از امثال و اشعار عرب بسيار بخاطر داشت .
بگفته مؤلف الفخرى ، مهدى مردى شجاع و هوشيار و بخشنده بود با ملحدان و زنديقان سختگير بود در كار هلاكشان سستى روا نميداشت دوران وى از لحاظ حادثات و فتنههاى سخت بدوران پدرش مانند بود . هميشه براى رسيدگى بشكايات مردم مىنشست . مردى بود هوشمند و فصيح و بلند همت و درست راى كه رموز سياست را نيك ميدانست . منصور از مواهب وى خبر داشت و همين كه بحضور ميآمد چشم به دو ميدوخت كه به محبت وى سخت دلبسته بود .
مهدى دهساله بود كه پدرش بخلافت رسيد و پانزده ساله بود كه او را بفرماندهى سپاهى بسركوبى فتنه عبد الرحمن بن عبد الجبار ازدى بخراسان فرستاد و يكى از بزرگترين سرداران خود خازم بن خزيمه را طلايهدار سپاه كرد . و نوبت ديگر ويرا بفرماندهى