تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
اينجا كجاست ؟ گفتند : اينجا زكيه است . گفت : فالى نيك است و كار ما هموار خواهد شد . در ايام منصور حوادث بزرگ رخ داد و امنيت دولت بخطر افتاد كه ناراضيان عرب به پيشوائى عموى وى عبد الله بن على بشوريدند كه از نفوذ روز افزون ايرانيان خوشدل نبودند و هم ابو مسلم بنيانگزار قدرت عباسيان و پيشواى ايرانيان در ايام او سر نافرمانى داشت كه ايرانيان نيز از وضع كارها خوشنود نبودند . اما منصور مردى دورانديش و دقيق بود . شورشيان عرب را سركوب كرد و عموى خود را بتدبير باسارت آورد و خونش را بريخت و هم ابو مسلم را از ميان برداشت و جنبش ايرانيان را آرام كرد . نهضت علويان را نيز در هم شكست و محمد بن عبد الله بن حسن را كه لقب نفس زكيه داشت در حجاز مغلوب كرد و بكشت و هم برادر او ابراهيم را كه در عراق شوريده بود از ميان برداشت و اساس حكومت خويش را بر پيكر خويشاوندان و بزرگان قوم و كسانى كه به نيروى شمشير خاندان عباسى را بقدرت رسانيده بودند استوار كرد .

خلع وليعهد

از جمله حوادث مهم دوران ابو جعفر آن بود كه عيسى بن موسى وليعهد دوم را خلع كرد و بجاى او براى مهدى فرزند خويش بيعت گرفت . بگفتهء صاحب الفخرى در اين باره سخن بسيار است گويند منصور از او خواست كه خويشتن را خلع كند كه عيسى را گرامى هميداشت و او را به طرف راست خود مينشانيد و مهدى را به چپ جا ميداد و چون گفتگوى خلع عيسى جدى شد از اين كار ابا كرد و گفت : " اى امير مؤمنان با آن تعهد كه به گردن گرفته‌ام و به گردن مردم نهاده‌ام چكنم . اين كار ميسر نيست . " منصور خشمگين شد و از وى دورى گرفت . مهدى را زودتر از او ميپذيرفت و گاه مهدى را ميپذيرفت و او را نميپذيرفت و بصورتهاى گوناگون آزارش ميكرد . مثلا عيسى در