فرستاد تا براى خويش از كسان بيعت گيرد و كار وليعهدى وى محكم شود . آن هنگام كه وى بخراسان بود ابو مسلم ، سليمان بن كثير را كه از دعوتگران صميمى عباسيان بود و در راه دعوتشان رنج بسيار برده بود بكشت و با آنكه ابو جعفر به خراسان بود راى او را نخواست . ابو جعفر از اين رفتار سخت برنجيد و كينه ابو مسلم را بدل گرفت و به برادر خويش تاكيد كرد كه بايد ابو مسلم را از آن پيش كه خطر وى بزرگ شود از ميان برداشت اما سفاح از اين كار ابا كرد كه بيم داشت قتل ابو مسلم خراسانيان را بشوراند و انتقام خون وى را بخواهند و در كار دولت نوزاد عباسيان خلل افتد .
و نيز سفاح در خلافت خويش ابو جعفر را بمقابله يزيد بن عمرو بن هبيره سردار معروف اموى كه پيشواى بيشتر قبايل عرب بود فرستاد و اماننامهاى به دو داد اما چون يزيد تسليم شد هنوز مركب اماننامه خشك نشده بود كه وى را بكشت . گويند ابو مسلم از خراسان نامهاى بسفاح فرستاد و تاكيد كرد كه ابن هبيره را بايد كشت و چنين نوشت :
" در راه صاف اگر سنگ افكنند ناهموار مىشود ، كارى كه ابن هبيره در آن باشد راست نمىآيد . " ابو جعفر با قتل ابن هبيره مخالف بود كه اماننامه را از دست وى گرفته بود ، شايد اصرار ابو مسلم درباره كشتن ابن هبيره كينه ابو جعفر را نسبت به وى سختتر كرد .
در سال 132 سفاح ، ابو جعفر را بحكومت جزيره و آذربايجان و ارمنستان فرستاد ، بسال 136 او را بامارت حج برگزيد و هم او را وليعهد خويش كرد و برسم ديرين از پس وى وليعهدى را به عيسى پسر موسى بن محمد بن على داد و در اين باره فرمانى نوشت و اعيان خاندان خود را شاهد آن كرد .
پس از مرگ سفاح ، عيسى بن موسى كه در پايتخت بود كس بنزد ابو جعفر فرستاد و مرگ سفاح را به دو خبر داد و چون نامه به دو رسيد مردم را به بيعت خويش خواند .
در آنهنگام ابو جعفر در محلى بود زكيه نام و چون ابو مسلم با او بيعت كرد پرسيد
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 49
مساهمون: حسن ابراهيم حسن
ص٤٩