دعوت عباسى بود با تنى چند از نقيبان بسال 124 از خراسان ببهانه حج بسوى كوفه شدند و در كوفه بنزد عاصم بن يونس عجلى رفتند كه او نيز بدعوت عباسيان متهم بود .
در همان اوان يوسف بن عمرو والى اموى عراق عاصم عجلى را با ياران و معاشران وى بتهمت تأييد عباسيان بحبس انداخت مقارن همين ايام عيسى و ادريس دو فرزند معقل عجلى نيز با تنى چند از عمال خالد قسرى كه مغضوب امويان بود بحبس بودند و ابو مسلم به خدمت ايشان قيام ميكرد سليمان بن كثير نقيب دعوت عباسى ابو مسلم را درآمد و رفت محبس بديد و مجذوب آثار هوش و كفايت وى شد و او را بتأييد دعوت عباسيان خواند و او نيز پذيرفت .
گويند وقتى كار ابو مسلم بالا گرفت ادعا كرد كه از فرزندان سليط بن عبد الله - ابن عباس است . سليط كنيزى داشت كه مدعى بود از او فرزندى آورده است و چون بمرد كنيز زاده با وارثان وى دعوى انداخت و سهم خويش را از ارث ايشان طلب كرد . امويان براى آنكه در كار عباسيان وهنى كرده باشند بكمك وى برخاستند و قاضى دمشق در دعوى ميراث بنفع وى رأى داد . ابو مسلم بدوران قدرت ادعا داشت كه از نژاد سليط بوده و نسب بعباسيان ميبرد .
و نيز گويند ابو مسلم در آغاز كار بنده بود و پيوستن وى بدعوت عباسيان چنان بود كه بكير بن ماهان دعوتگر عباسى از خراسان بكوفه رفت و بحبس افتاد و در محبس ابو مسلم را كه در خدمت فرزندان معقل عجلى بود بديد و وى را بچهارصد درهم بخريد و چون از حبس رها شد ابو مسلم را به خدمت ابراهيم امام فرستاد و ابراهيم ويرا به ابو عكرمه سراج كه در دعوت عباسيان نقشى مؤثر داشت سپرد و كار ابو مسلم از آنجا بالا گرفت .
بسال 128 ابو مسلم در خراسان بقدرت رسيد . از مقدمات توفيق وى تعصب و اختلافى بود كه قبايل مضرى و يمنى مقيم خراسان داشتند . والى اموى خراسان نيز
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 36
مساهمون: حسن ابراهيم حسن
ص٣٦