عمر عبد العزيز از حميمه كه عباسيان آن را مركز دعوت خويش كرده بودند آغاز شد .
محمد بن على دعوتگران را بولايتهاى اسلام فرستاد ميسره را بسوى عراق فرستاد و سه تن ديگر را كه يكى از ايشان ابو عكرمه سراج بود مأمور خراسان كرد . دعوتگران عباسى در لباس تجارت و سفر بنشر دعوت ميپرداختند . ابو عكرمه هفتاد دعوتگر برگزيد كه از آن جمله دوازده تن نقيب بودند و همگى با ثبات كامل در راه نشر دعوت ميكوشيدند و از زجر و قتل و آوارگى باك نداشتند . محمد بن على در دستور دعوت نوشته بود كه دعوتگران بايد به شخص مورد رضايت از آل محمد دعوت كنند كه اگر دعوت بنام شخص معين انجام ميشد از دشمنى امويان جان وى بخطر ميافتاد و هم از مخالفت علويان در امان نبود .
ايام دعوت عباسيان را به دو دوره متمايز تقسيم ميتوان كرد : دوران اول از ابتداى قرن دوم هجرى آغاز شد . در اين دوران دعوت نهان انجام ميشد و وسيله اعمال قدرت نداشت و دعوتگران وظايف خود را در پرده انجام ميدادند . اين دوران تا آنهنگام كه ابو مسلم خراسانى بدعوت عباسيان پيوست و بسط و تقويت آن را به عهده گرفت دوام داشت . با ظهور ابو مسلم در صحنه دعوت عباسيان دوره دوم آغاز شد كه به سقوط نهائى امويان و استقرار دولت عباسيان انجاميد كه در اين دوره كشاكش بنى اميه و بنى عباس از ميدان تبليغ و گفتار بميدان عمل آمد و زد و خوردهاى سخت در خراسان و عراق ، دولت امويان را كه از مدتها پيش فساد و تفرقه در پيكر آن نفوذ كرده بود از پاى درآورد .
قيام دولت عباسى
ايرانيان كه در تاريخ اسلام آنها را بنام موالى يعنى وابستگان مىناميدند از عوامل مؤثر سقوط امويان و قيام عباسيان بودند .
موالى بخاندان على دلبستگى خاص داشتند و در نتيجه آن ظلمها كه امويان بخاندان على و هم به مسلمانان غير عرب ميكردند