در دشمنى ايشان راسخ شده بودند . مسلمانان غير عرب در آرزوى مساوات و محو امتيازات طبقاتى باسلام رو كرده بودند اما غالبشان بجز طبقه دهقانان كه مالكان اراضى بودند و در حكومت اموى منصبهاى بزرگ محلى خاص ايشان بود و جمعآورى خراج را به عهده داشتند از مساوات اسلام در دولت بنى اميه نشانى نديدند .
دولت اموى يك دولت خشن عربى بود و مسلمانان غير عرب ناچار بودند پس از مسلمانى براى فرار از آن تبعيضهاى ناروا كه ميان عرب و غير عرب ميشد وابسته يكى از قبايل عرب شوند و مولاى آن قبيله بشمار روند .
مردم عرب موالى را به چشم حقارت ميديدند زيرا همه كسانى كه بحرفهاى اشتغال داشتند به نظر عرب حقير مينمودند كه بپندار ايشان بجز جنگ هيچ حرفهاى محترم نبود از اينجا ميتوان دريافت كه چرا موالى در دشمنى امويان و كينه عرب استوار بودند و نهضت شعوبى را كه هدف آن وهن عرب و تفكيك اسلام و عرب بود بنيان نهادند و بخاندان علوى كه مورد آزار امويان بود دلبستگى پيدا كردند .
پروفسور براون با استناد بنظريه گوبينو نفوذ افكار قديم سلطنت دوستى را يكى از عوامل مؤثر علاقمندى ايرانيان بخاندان علوى ميشمارد ، گويد : " به نظر من گوبينو در گفتار خويش كه نظريه حق موروثى و الهى سلطنت را در تاريخ ايران بدوران اسلام مؤثر ميداند به راه صواب رفته است . فكر انتخاب خليفه با طبيعت عرب سازگار بود اما به نظر ايرانيان يك فكر انقلابى و مخالف طبيعت جلوه ميكرد . بعلاوه ايرانيان نسبت بعمر خليفه دوم كينهء سخت داشتند كه وى را عامل سقوط شاهنشاهى ايران ميدانستند و اين كينه اگر چه در لباس تمايلات دينى جلوهگر شد اما محقق دقيق از كشف ريشه آن غافل نميماند . ايرانيان ميگفتند حسين ع كه كوچكترين فرزند فاطمه دختر پيغمبر و على پسر عم او بود با شهربانو دختر يزدگرد سوم آخرين پادشاه ساسانى ازدواج كرده بنا بر اين در نظر ايرانيان امامان شيعه نه فقط وارث حق نبوت بودند بلكه مظهر حق
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 34
مساهمون: حسن ابراهيم حسن
ص٣٤