سلطنت قديم ايران نيز بشمار ميرفتند كه با خاندان محمد ص و نژاد ساسان هر دو پيوستگى داشتند " . و از همين جا اين عقيده سياسى پديد آمد كه گوبينو درباره آن چنين مىگويد : " به نظر ايرانيان مسلم بود كه فقط افراد خاندان علوى حق تاجدارى داشتند كه از ناحيه مادر خود بىبى شهربانو فرزند يزدگرد آخرين پادشاه ايران وارث حق خاندان ساسان بودند . "
از اينجا ميتوان براز آن شورشها و فتنهها كه مسلمانان ايرانىنژاد بتأييد علويان بر ضد امويان پديد ميآوردند پى برد . نشان بارز آن شورش حارث بن سريج بود كه موالى خراسان و ماوراء النهر بدان پيوستند و اين شورش چنان مايهدار بود كه با مرگ حارث بسال 128 از ميان نرفت و يكسال پس از مرگ وى ابو مسلم بجاى وى علمدار شورش ضد اموى شد و قدرت امويان را در هم شكست .
محمد بن على ملقب به امام از پس آنكه دعوت عباسى را بنيان نهاد بسال 125 هجرى درگذشت اما بكوشش وى دعوت در راه توفيق افتاده بود . محمد بهنگام مرگ عنوان خويش را به پسرش ابراهيم تفويض كرد كه بدوران وى كشاكش عباسيان و امويان وارد مرحله جدى شد و اين تحول از آنجا پايه گرفت كه ابو مسلم خراسانى بدعوت عباسيان پيوست و نيروئى تازه بدان داد .
مورخان در نسب ابو مسلم اختلاف دارند . گويند وى آزاد بود و ابراهيم بن عثمان نام داشت و نسب به بزرگمهر وزير انوشيروان ميرسانيد و در اصفهان تولد يافت و در هفت سالگى بكوفه رفت و وقتى بصف ياران ابراهيم امام پيوست نام وى تغيير يافت كه ابراهيم گفت : " من در كتابها ديدهام كه كار ما جز با اين تغيير نام راست نيايد " و او را عبد الرحمن بن مسلم ناميد و زنى از قبيله طى را كه با پدر خويش مقيم خراسان بود كابين وى كرد .
درباره پيوستگى ابو مسلم بابراهيم امام گويند كه سليمان بن كثير كه از نقيبان
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 35
مساهمون: حسن ابراهيم حسن
ص٣٥