تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
روبروى دروازه خراسان بنا كرد . قصر خلد قبه‌هاى بديع داشت بدرهاى آن كلميخ - هاى طلا و نقره بود و ستونهاى بزرگ داشت كه همه را با نقش و نگار آراسته بودند . تختگاه در قصر خلد بود كه آن را " مجلس خليفه " نيز ميگفتند كه كف آن را با مرمر الوان فرش كرده بودند و ستونهاى طلا داشت ، بر مرمرها فرش ديبا گسترده بودند و بر ديبا شعرها در ستايش خليفه نقش بود و از چهار سو صندلىهاى مرصع بود كه بزرگان دولت بر آن جاى ميگرفتند ، در صدر مجلس قبه‌اى بود مفروش بديباى زربفت كه خليفه در آن مىنشست . رشيد بر دجله قصرى ساخت و در تزئين آن تفنن‌ها كرد ، ستونهاى مرمر داشت و رشيد بر پنجره‌ها مينشست و آواز ملاحان را مىشنيد . واثق در سامره قصرها ساخت از آن جمله قصر هارونى بود كه طبرى در وصف يكى از رواق‌هاى آن گويد : بيك طرف رواق قبه‌اى بود كه چون تخم‌مرغى برافراشته بود و در ميان رواق ستونى از ساج منقش به طلا و لاجورد برآورده بودند و اين راقبه كمربند ميگفتند . قصر اميران و بزرگان دولت نيز بساختمان و وسعت نمونه‌اى از قصر خلافت بود . همه قصرها باغچه‌اى داشت . نمونه قصرهاى بزرگان آنروزگار قصر عيسى بن عبد الله ابن عباس بود كه بر مصب نهر دجيل منشعب از دجله ساخته بود . ياقوت گويد : منصور با چهار هزار كس بديدار عم خويش رفت كه همه در قصر جا گرفتند و چون از پيش وى برون ميشد گفت اين قصر را به من ببخش گفت : من اين قصر را از تو دريغ ندارم اما نميخواهم كه بگويند خليفه بديدار عموى خويش رفت و وى را از قصرش برون كرد و عيالش بىسر و سامان شدند . ديگر آنكه از كسان و وابستگان خليفه چهار هزار كس در قصر هستند اگر ميخواهد قصر را بگيرد بفرمايد تا فضائى كه جاى من و آنها را داشته باشد به من دهند تا در آنجا براىشان خيمه زنم تا بفرصت جائى بسازم و منصور از گرفتن قصر منصرف شد .