تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
نغمه‌گر گفت بدربار عبد الرحمن اوسط رود كه پس از پدر خلافت اندلس داشت و قصه زرياب را به خليفه نوشت و او مقدم زرياب را پذيره شد و به عاملان خويش نوشت كه همه جا از وى استقبال كنند تا بقرطبه رسد و چون بپايتخت رسيد او را حرمت كرد و خانه‌اى وسيع داد و بصف خاصان خويش برد و ماهانه او را دويست دينار كرد و هر يك از چهار فرزند او را بيست و چهار دينار بداد و جز اين عطاهاى ديگر داد و هر سال سه هزار دينار جايزه وى كرد . هزار دينار بعيد قربان هزار بعيد فطر و هزار دينار بعيد نوروز و مهرگان و اينهمه جز آن غله و ضياع و حشم بود كه بهر مناسبت ميداد و مجموع آن چهل هزار دينار بيشتر بود . ب عبد الرحمن كه آاواز و ساز زرياب را شنيد فريفته او شد و بر همه نغمه‌گران تقدم داد و جز او غناى كس را نشنيد و دلبستگى وى چنان شد كه وى را پهلوى خويش نشاند و همسفره او شد و غناى او را ميشنيد و هم از آن قصه‌ها كه از احوال ملوك و خليفگان و لطايف علما ميگفت نكته‌ها ميآموخت . مقام زرياب در دل عبد الرحمن چنان شد كه درى خاص او كرده بود كه از آنجا بنزد خليفه آمد و شد ميكرد . زرياب سرآمد روزگار خويش بود تا آنجا كه گفتند آهنگ از جن مىآموزد . تارى بر تارهاى عود افزوده بود . گويند ده هزار آهنگ از حفظ داشت زرياب هشت پسر و دو دختر داشت كه هنر را از پدر فرا گرفتند . وى تنها موسيقيدان نبود شاعرى سخندان بود و نجوم نيز ميدانست . مردى ظريف بود كه اندلسيان پوشش وى را تقليد ميكردند . مقام وى نزد خليفه بزرگ شد و قدرت بسيار يافت و معروفترين مردان اندلس شد .

قصور خليفگان

بىگفتگو منزل و خوردنى و آشاميدنى كه در آن فراهم مىشود و پذيرائيها و جشنها كه در آن ميگيرند و لباسها كه ساكنانش بتن ميكنند از مظاهر معتبر زندگى جماعت است كه تمدن را بدان قياس توان كرد . عباسيان مسكنهاى خويشرا بتقليد پارسيان ميپرداختند
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 334 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده