تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
علم را ميدانست و علما را تأييد ميكرد . گويند وى هر سال سيصد دينار به ابن اعرابى ميداد و او كتاب نوادر خويش را باسحاق هديه كرد و روزى بر خانه وى گذشت گفت اين خانه‌ايست كه از آنجا مال و ادب ميگيريم . مدائنى مورخ معروف نيز بستايش اسحاق گويا بود ، روزى بنزد اسحاق ميرفت به دو گفتند كجا ميروى ؟ گفت بنزد كسى ميروم كه از مال و دانش او بهره ميبرم . ابن نديم گويد : " مدائنى در خانه اسحاق موصلى مرد كه از خاصان وى بود . " اسحاق بدوران رشيد و امين و مأمون و معتصم بود و بصف خاصان هر چهار خليفه درآمد و نغمه‌گرى ايشان كرد ، بدوران معتصم شصت ساله بود و معتصم وى را گرامى داشت كه ضمن قصيده‌اى خلافت وى را تهنيت گفته بود و خليفه جايزه وى را از شاعران ديگر بزرگتر داد و هم او از پس يكى از جنگها قصيده‌اى بستايش فيروزى معتصم گفت و صله بزرگ يافت . خود واثق موسيقى ميدانست و چند آهنگ تازه ساخته بود . سيوطى گويد : واثق موسيقى را از همه خليفگان نيكتر ميدانست و بيش از صد آهنگ ساخت و عود نكو مينواخت و شعر و خبر بسيار روايت ميكرد . " واثق قدر اسحاق موصلى را نيكو ميشناخت و پيوسته وى را در سفر همراه ميبرد . امويان اندلس نيز بموسيقى دلبسته بودند و نغمه‌گران را عطاى فراوان ميدادند گويند علون و زرقون نخستين نغمه‌گرانى بودند كه بدوران حكم بن هشام از شرق به آن ديار رفتند و هم در ايام حكم ، منصور يهودى در كار نغمه‌گرى مهارتى يافته بود بدوران عبد الرحمن اوسط على بن رافع نغمه‌گر ملقب به زرياب باندلس رفت . لقب زرياب را از آنرو به وى داده بودند كه سياه‌چرده و شيرين‌زبان بود و او را بمرغكى سيه‌فام خوش‌آواز به همين نام تشبيه كرده بودند . زرياب وابسته مهدى عباسى بود و نژاد پارسى داشت شاعرى سخندان و اديبى