بنزد آقاى خود شدم گفت مقررى را بيار و من حيران بماندم گفت اى نابكارزاده مگر آنچه ديروز ديدى بس نبود گفتم با مقررى ديروز و امروز اين نغمه را آموختم و خواندن آغاز كردم گفت عجب نغمهاى چنين دارى و به من نگوئى . اگر ديروز گفته بودى ترا آزاد ميكردم رشيد بخنديد و گفت ندانم سخنت شيرينتر است يا نغمهات دلپذيرتر .
همان مقدار كه كنيز سياه گفت به تو دادم . وى جايزه را بگرفت و برفت .
از جمله نغمهگران معروف عصر اول عباسى ابراهيم موصلى بود و پسرش اسحاق كه اهل ادب بودند اما چون آهنگهاى فراوان ساختند در نغمهگرى شهره شدند ابراهيم در ابداع آهنگها چنان ماهر بود كه پنداشتند آهنگها را از ارواح تعليم ميگيرد اسحاق پسرش نيز همسنگ پدر بود . ابراهيم موسيقى را از يكى آموخته بود كه شاگرد حجازيان بود و تعليم موسيقى بكنيزكان از او آغاز شد .
برمكيان و خاندان ربيع بآهنگهاى قديم دل بسته بودند اما جماعتى از عباسيان مانند ابراهيم بن مهدى و برادرش و خواهرشان و عبد الله بن هادى و عيسى پسر رشيد نميخواستند بميراث متقدمان پابند باشند .
مجلس طرب خليفگان رونق و شكوهى داشت . خليفه در صدر ايوان قصر مينشست يكصد تن از نگهبانان خاص با پوشش الوان روبروى او بودند و بزرگان دولت از چپ و راست ميايستادند ، اين گونه مجالس خاص خليفگان نبود كه وزيران و بزرگان دولت نيز مجالس طرب به پا ميكردند .
امين با نديمان بيكجا مىنشست و عطاى فراوان به نغمهگران ميداد و در اين كار از همه خليفگان عباسى گشادهدستتر بود . اسحاق موصلى گويد اگر هم ميان وى و نديمان پردهاى بودى بدريدى و بينداختى و با نديمان بنشستى و بوقت طرب طلا و نقره بسيار دادى يك بار ديدم كه يكى از خويشان را بار يك زورق ، طلا داد مرا نيز بيك شب چهل هزار دينار بخشيد . يك بار ابراهيم بن مهدى براى وى آوازى خواند كه به نظر
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 329
مساهمون: حسن ابراهيم حسن
ص٣٢٩