تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
بدوران هارون نغمه‌گران و موسيقيدانان ماهر بسيار بودند منصور زلزل در نواختن عود استادى بىبدل بود و چون پنجه بعود آشنا ميكرد اگر احنف ميشنيد يا هر كه چون او همه عمر را با وقار بسر كرده بود بوجد ميآمد و قرار از دست ميداد هنر وى شهره شد ميگفتند : دلپسند چون عود زلزل . وى بدوران مهدى و هادى و رشيد شهره بود در بغداد بركه‌اى بساخت و وقف كرد كه بنام او معروف شد و شاعران از بركه وى بسيار سخن كرده‌اند . وقتى نغمه‌گرى در كار خويش مهارت مييافت و سازى خوش مينواخت و آوازى دلپذير ميخواند خليفه ميگفت تا مرتبت وى را بالا برند . بگفته جاحظ روزى بر سوماى مزمار - نواز رشيد را از هنر خود بشگفت آورد . وى بطبقه دوم بود و آن روز كه رشيد را بطرب آورد پرده‌دار گفت از آهنگهاى ابن جامع بزن گفت نكنم . پرده‌دار گفت خليفه گويد و تو نكنى . گفت اگر من آهنگ طبقه اول زنم بايد در آن طبقه باشم اما به طبقه دوم باشم و آهنگ اول زنم ، هرگز ( 1 ) هارون بپرده‌دار گفت وى را بطبقه اول بيار و چون برخاستم پرده مجلس را به دو ببخش برسوما بطبقه اول رفت و پرده را بگرفت كه بهاى آن دو هزار دينار بود و چون به خانه برد مادر و خواهرانش سخت خرسند شدند ، مادرش قبطىاى الكن بود . و چون برسوما از منزل برون شد زنان همسايه بيامدند و وى را بتوفيق پسر تهنيت گفتند و دعا كردند و او كاردى گرفت و هر كس آمد قطعه‌اى از پرده را به دو داد تا بيشتر پرده برفت و چون برسوما بيامد پرده بكارد تقسيم شده بود . گفت : واى بر تو چه كردى گفت چه ميدانستم پنداشتم پرده را چنين تقسيم ميكنند و چون رشيد قصه را بشنيد بخنديد و پرده ديگر به دو داد . مسكين مدنى نيز از نغمه‌گران ماهر دوران رشيد بود كه وى را ابو صدقه مىگفتند . مسعودى از ابراهيم موصلى سرگذشتى جالب آورده گويد " روزى رشيد نغمه‌گران را فراهم كرد و از سران قوم كس نبود كه حضور نداشت من نيز بودم و مسكين مدنى نيز بود كه
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 327 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده