تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
بربران هر وقت اميران و خليفگان اندلس را قوى ميديدند آرام ميگرفتند و به كار خويش سرگرم ميشدند و چون ايشانرا ضعيف ميديدند سر بطغيان برميداشتند . چنان كه در ايام منذر و عبد الله دو فرزند محمد اول پسر عبد الرحمن اوسط كه كار دولت آشفته بود سر برداشتند و در اواخر قرن سوم هجرى ولايات غربى اندلس و جنوب پرتغال را مستقل كردند و در داخل كشور نيز مناطق معتبرى را به تصرف آوردند . از همه بربران مهمتر خاندان ذو النون بود كه بگفته استانلى لينپول سراسر اندلس را دستخوش آتش و شمشير كرد و همه جا را بتباهى داد . از جمله طبقات مردم اندلس سقلابيان بودند ، اينان غلامانى بودند كه بازرگانان يونان و ونيز بدوران كودكى باندلس بردند و فروختند و در آن سرزمين تربيت مسلمانى يافتند اينگروه را " گنگان " نيز ميگفتند كه تكلم عربى را نيك نميتوانستند و شمارشان نزديك پنجهزار بود . طبقه ديگر غلامان بودند از اسيران جنگ يا كسانى كه از سواحل اروپا يا سواحل غربى مديترانه بدست دزدان دريائى افتاده بودند ، اينانرا " حشم " نام ميدادند و وضعشان در دولت اندلس چون تركان بدوران معتصم بود . مقدسى ضمن سخن از خادمان سياه و سپيد گويد " سپيدان دو نژادند سقلابيان كه ديارشان ماوراى خوارزم است و از آنجا باندلسشان برند و خواجه كنند و بمصر برند و روميان كه باسيريشان گيرند و چون كار مرزها بتباهى كشيده كمتر بدست آيند " سقلابيان پايه سپاه را تشكيل ميدادند و در قرطبه مقام داشتند . حكم اول نگهبانان خاص از ايشان گرفت و طولى نكشيد كه نفوذشان بسيار شد و شرارتشان بالا گرفت .

مجلس غنا و طرب

عباسيان كه دولتى ثروتمند داشتند بعياشى و تفنن پرداختند قصر خليفگان و اميران و اركان دولت برونق و شكوه شهره بود كه بنائى بزرگ و قضائى وسيع داشت و در اطراف آن باغچه‌هاى زيبا كرده بودند و درختان گوناگون كشته بودند داخل قصر با