بعضى خليفگان كار تساهل را بدانجا رسانيده بودند كه در مراسم دينى و عيد ذميان حضور مييافتند و فرمان ميدادند تا ايشانرا از تعرض كسان محفوظ دارند .
پيروان دينهاى مختلف از همديگر جدا بودند مسيحى يهودى نميتوانست شد و يهودى بدين مسيح نميتوانست رفت و فقط ميتوانستند مسلمان شوند . كار وراثت نيز مقيد بود . مسيحى از يهودى ارث نميبرد و يهودى نيز از ارث يهودى بهره نداشت و هر دو گروه ارث به مسلمان نميدادند ، مسلمان نيز ارث به يهودى و مسيحى نميداد .
در شهر مسلمانان محلات خاص براى يهودان و مسيحيان نبود كه تجاوز از آن نتوانند كرد اما معمولا پيروان يكدين دوست داشتند با همگيشان خود بيكجا باشند و طبعا محلهاى خاص ايشان ميشد .
جماعت از چهار نژاد اساسى تركيب مييافت عرب و پارسى و ترك و مغربى . عباسيان پارسيان را برترى دادند كه كينه عرب بجنبيد و فتنهها شد ، معتصم تركان را بنواخت و كينه عرب و پارسى بجنبيد .
شورش بابك خرمى و مازيار و افشين بدوران اول عباسى نشان ميدهد كه پارسيان به عربان و تركان و مغربيان خوشبين نبودند . گفتار افشين كه مازيار را بشورش و تجديد شوكت ايرانيان ترغيب كرد شاهد اينسخن است كه گفت : " اگر تو سر بمخالفت بردارى جز من كسى را ندارند كه بمقابله تو فرستند كه همه سواران و شجاعان با منند .
اگر من نيز سوى تو آيم جز عربان و تركان و مغربيان كس نيست كه با ما پيكار كند . عرب چون سگ است پاره نانى پيش او بينداز و سرش را با چماق بكوب ، اين گرگان مغرب خورندگان يك كلهاند و اين فرزندان شيطان يعنى تركان ، ساعتى بيش صولت ندارند و همين كه تيرشان تمام شد سواران بيك يورش همه را از ميان براندازند و دين كهن تازه شود چنان كه بروزگار عجم بود . "
بردگان يكى از طبقات جماعت بودند كه بردهفروشى رواج فوق العاده داشت .
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 322
مساهمون: حسن ابراهيم حسن
ص٣٢٢